کاریکاتور4

ويژگي هاي کاريکاتور

 

در طرح کاريکاتور ، يک چين ، يک خط ، مبالغه در يک برجستگي يا انحناء ، حتي يک نقطه مبين واقعيتي است. از اينرو  کاريکاتوريست به عنوان مفسري شناخته مي شود که فرآيند طرح را از محدوده ي يک پيام آني و ساده و عيني بر مي گيرد و به سوي انگيزه اي براي تفکر پيش مي راند.

آنچه کلمه کاريکاتور بدان اطلاق مي شود ممکن است تنها يک طرح تمثيلي يا کنايه اي باشد ، با اين هدف که بجاي خنداندن بيننده ، وي را به تفکر وا مي دارد. آنچه از کلمه ي کاريکاتور بر مي آيد اين است که يک اثر کاريکاتور معمولا مقداري تخيل و اغراق را در خود آميخته دارد ؛ مهمتر از آن اينکه ، در بيان هدف خود از اصطلاحات روزمره و عام به همان شکل متداول بهره مي گيرد . اين خود يکي از ويژگي هاي تعيين کننده کاريکاتور در منطقه زماني خلق اثر است .

با ديدن کاريکاتو ، ناخودآگاه مفهوم خنده و شوخي در ذهن تداعي مي شود . اما اگر از اين جهت به تعداد بيشمار آنها نگاه کنيم ، مي بينيم در بسياري از اين تصاوير ، سعي در ايجاد خنده و شوخي صرف نبوده است . در حقيقت بعضي از بزرگترين آثار کاريکاتور ،  به لحاظ جدي بودن و تاثيري که بر عواطف و احساسات وارد مي کند ، با ساير اشکال هنري هاي تجسمي به رقابت برخاسته اند.

آموزش کاریکاتور3

کاريکاتور چيست؟

 

کاريکاتور را اينگونه تعريف کرده اند :

1-  هنرِ ارائه ي تصاوير اشخاص يا اشياء ، که در آن صفات و خصوصيات بارز فرد يا شيئ ، به نحوي اغراق آميز ، مضحک و غير طبيعي به تصوير کشيده مي شود.

2-  تصوير يا هراثرهنري ، که به نحوي مضحک و اغراق آميز ، ويژگي هاي موضوع اصلي را به نمايش مي گذارد.

3-  تصوير مشابه ،  مضحک و غير طبيعي از چيزي ارائه دادن.

4-  تقليد کردن از روي تمسخر

در مجموع شايد بتوان به طور خلاصه اين گونه گفت که کاريکاتور تصويري است که به منظور هجو کردن چيزي يا کسي کشيده مي شود . کاريکاتور يک شخص بايد مضحک باشد و در کشيدن آن بايد نمايش اعضاي بدن سوژه مبالغه کرده و شخصيت سوژه را بنماياند.

کلمه ي کاريکاتور از کالمه ايتاليايي «کاريکار» گرفته شده که به معناي اغراق است اما اغراق در کاريکاتور يا طنز تصويري ، بايد سنجيده ، منطقي و هوشمندانه باشد . برخي از پژوهشگران هنر کاريکاتور عقيده دارند که کلمه ي کاريکاتور کوتاه شده ي "کاريکاتورا" است که در قرن شانزدهم در ايتاليا توسط طراح و نقاش آن زمان ، آنيبال کاراکي مصطلح گرديد.

هنرمندان – در مسائل سياسي – از چهره هاي واقعي سياستمداران و يا کساني که به نوعي خبرساز هستند ، کاريکاتور مي کشند . بسياري از کاريکاتورها براي خنداندن بيننده کشيده شده اند  ، اما بعضي از آنها – مثل موضوعات سياسي – با اينکه در نگاه اول خنده دار هستند ، اما معناي ثانوي عميقي د رخود دارند.

در ادبيات نيز کلمه ي کاريکاتور به توصيفي  که جنبه مسخره آميز يا هجوآميز دارد و شخص يا اشخاص مورد توصيف را به شکل اغراق آميزي مجسم مي کند اطلاق مي شود، و سابقه ي اين شيوه به دوران يونان باستان مي رسد . "چارلز ديکنز" از جمله ي نويسندگان بزرگي است که از اين شيوه "کاريکاتورهاي ادبي" در آثار خود استفاده فراوان کرده است .

اموزش کاریکاتور2

انواع کاريکاتور

 

کاريکاتور از نظر شکل و طراحي پنج نوع است که عبارتند از :

1-   کاريکاتور ساده : در اين نوع کاريکاتور ، طرح ، تناسب اعضاي بدن انسان واشياء را تغيير مي دهد طرحهاي هجايي : اين طرحها ،  کاريکاتورهايي هستند که ضمن تغيير ، " عيب جو و ريشخند کننده " نيز هستند . در کاريکاتورهاي سياسي ، بيشتر از اين طرحها استفاده مي شود .

2- طرحهاي کميک : معمولا ژورناليستها ، صفحه ي فکاهي خود را از اين طرحها پرمي کنند . هدف اصلي اين طرحها بيشتر خنداندن خوانندگان روزنامه يا مجله است و طراح ، اهداف تربيتي و يا اجتماعي را دنبال نمي کند .

3- طرح هاي روز : نقش اصلي و اساسي آن ، انتقاد و تفسير کارها و فعاليتهاي روزانه در روزنامه و مجلات است .

4-  طرح هاي فانتزي : که آنها هم کم و بيش کميک هستند اما تخيل در آنها نقش اساسي دارد. در ادام بحث مقوله ي کاريکاتور به عنوان نمونه به بررسي آثار "ديويد لوين" مي پردازيم:

يکي از مهمترين و بهترين کايکاتوريستهاي دنياي معاصر هنرمند آمريکايي «ديويد لوين» است . نکته اختصاصي در کار «لوين» تمرکز توجه او روي چهره است و اين يک توجه کلاسيک است .

آموزش کاریکاتور

گفته شده هنر کاريکاتور خيلي پيش از پيدايش روزنامه نگاري و حتي اختراع ِ صنعت چاپ در دنيا رواج داشته و در واقع عمري به  درازاي تاريخ مکتوب انسان دارد . قرنها پيش از اين که اصطلاحات کاريکاتور ، کارتون ( يا هر عنواني که در زبانهاي مختلف به آن داده شده ) ابداع گردد ، اين هنر در عصر باستان شناخته شده و رواج داشته است .

اولين کاريکاتورهايي که در آنها مسائل سياسي و اجتماعي مطرح شد ، در حفاريهاي شهر پمپي به دست آمده که تقريبا 1900 سال پيش در زير گدازه هاي آتشفشاني پنهان  بود.  اين کاريکاتورها بر روي ستونهاي سنگي کنده شده بود و در معرض ديد همگان قرار داده مي شد.

در قرن اخيرگرچه در نقاشيهاي نقاشان بزرگ قرن 16 ميلادي ، از قبيل «هولباين» و «بروگل » نقشهاي کاريکاتور فراوان به چشم مي خورد، اما سُنت کاريکاتور سازي که اساس آن تاکيد بر جنبه هاي خنده آور اشخاص، موضوع کاريکاتور است ، در قرن 17 ميلادي به دست "کاراچي" در ايتاليا پايه گذاري شد.

"آگوستينو کاراچي" نقاش ايتاليايي اولين هنرمندي بود که براي سرگرمي خود و دوستانش از چهره ي انسانهاي واقعي ، تصاوير کميک مي کشيد . کساني که از کارگاه او ديدن مي کردند ، سوژه هاي تصاوير وي مي شدند . اين بازديد کنندگان چهره ي خود را به صورت سگ ، خوک ، قاطر و يا حتي پارچ آب و قرص نان مي ديدند . واژه کاريکاتور برگرفته از نام "کاراچي " نقاش نيست و از کلمه ايتاليايي "کاريکار" به معني "انباشتن" (اغراق در جزئيات ) ساخت شده است . پس از "کاراچي" ، نقاشان ايتاليايي متعددي اين شيوه – کاريکاتور – را برگزيدند. يکي از آنان «پي يرگتسي» (1674-1755) بود . تصاوير وي ملايم ، جالب و هوشمندانه بود. 
پس از آن ، هنرمندان ديگري نيز به کاريکاتور روي آوردند . معروفترين اينان در قرن 18 نقاش انگليسي "ويليام هوگراث " بود (1764-1697) هوگراث نمي خواست به عنوان يک کاريکاتوريست شناخته شود.  در حقيقت کارهاي وي بسيار جدي تر از کاريکاتورهايي بود که پيش از آن کشيده شده بود . در طرح ها و نقاشي ها وي تمام چيزهاي شيطاني و احمقانه در انگلستان آن زمان نشان داده شده است . او به   ندرت چهره ي واقعي مردم را مي کشيد ، اما شخصيتها در تصاوير وي شامل آدمهاي خوب و بد ، مستها ، مردان و زنان  مد پرست هستند . "هوگراث" هنرمندي بزرگ بود و نشان داد که يک  کاريکاتور  تا  چه  اندازه مي تواند پرمعنا باشد . ديگر هنرمندان انگليسي براي نمايش زشتي و حماقت بويژه در سياست از شيوه ي "هوگراث " پيروي کردند.

نامدار ترين اين هنرمندان توماس رولندسون (1827-1756) جيمز گيلري (1815-1757) و جرج کرويک شانک (1878-1792) بودند . آنها همه چيز را ، از مدلهاي مختلف کلاه گرفته  تا  سياستمداران  مشهور ،  به  مسخره  مي گرفتند و مورد حملات شديد خود قرار مي دادند . اين تصاوير با شيوه ي خشونت آميز و زننده ي خود ، همان اثري را داشتند که امروز کاريکاتورها در روزنامه ها دارند و حاکي از نگرش اين هنرمندان در طول چهل  سال (1780 تا 1820 ) به اتفاقات آن روزگارند.

در سال 1830 هنرمند و ناشر فرانسوي «شارل فيليپون» (62-1802) روزنامه اي ارزان قيمت و مصور منتشر کرد که به کاريکاتور اختصاص داشت. اين نشريه که «لاکاريکاتور» ناميده مي شد چنان با استقبال روبرو شد که دو سال بعد فيليپون را مصمم به انتشار روزنامه اي ديگر به نام «لاشاريواري » نمود.هر دو روزنامه در مبارزه شديد با دولت وقت ، چنان سر و صدايي ايجاد کردند که چندين بار از ارائه کار بازداشته شدند . يکي از نقاشان برجسته اي که در اين روزنامه مشغول به کار بود يعني «انوره دوميه» (79 – 1808) به خاطر تصويري که از پادشاه لويي فيليپ کشيده بود و او را در حال بلعيدن کيسه هاي پول نشان مي داد به شش ماه حبس محکوم شد.

در انگلستان نيز مجله اي با نام «مشت» در سال 1841 تاسيس شد . تصاوير اين نشريه جديت کمتري داشتند و بر خلاف همتاي فرانسوي خود ، بيشتر بر طنزي لطيف و ملايم تکيه داشت.

آموزش تذهیب 3

در تذهيب، به مانند هر هنر ديگر واژگاني وجود دارد که براي يک تذهيب آموز، آگاهي بر آن واژگان ضروري است. کتاب «قانون الصور» در بيان شماري از اين واژگان مي نويسد:

چنين کرد اوستادم رهنمايي                            که هست اسليمي و ديگر ختايي

ز ابر و داغ اگر آگاه باشي                                 چو نيلوفر فرنگي خواه باشي

مکن از بند رومي هم فراموش                          کني چون اسم هر يک جاي در گوش

در واقع ، ابرک ، اسليمي (اسلامي) ، ختايي ، داغ ، فرهنگ ، فصّالي ، گره و ... اصول مترتب بر هنر تذهيب هستند که در اينجا تعريف موجزي از آنها مي آيد و سپس ، در بخش چهارم از آن اصول به طور مشروح سخن گفته مي شود.

ابرک

ابرک دايره هايي کوچک و به هم پيوسته است که در کناره ي صفحه ي کاغذ ، نقاشي مي شود و شکل ابر کوچک را نمودار مي سازد.

اسليمي (اسلامي)

اسليمي تداوم هنر نقاشي دوره ي ساساني و تکامل آن در دوره ي هنر اسلامي است. با نفوذ اسلام در ايران ، تزئين قرآنها و کتابهاي مذهبي اسلامي با نقشهاي اسليمي رواج يافت.

 

بند اسليمي

بند اسليمي همان بند رومي را گويند که به هم وصل مي شود و زيبايي خاصي دارد.

تاج

تاج طرحي است در بالاي صفحه ي تذهيب که شکل تاج را دارد و به گونه هاي مختلف است. از تمامي و يا نيمي از طرح تاج در تزئين سرلوحه ي کتابها استفاده مي شود و نيم تاج ، همان طور که از نامش بر مي آيد ، 2/1 تاج است که در يک صفحه طراحي مي شود.

ترصيع

ترصيع به معناي گوهر نشاندن است و در تذهيب ، با نشاندن جواهر در جاي گل و بوته ، صفحه هاي تذهيب را به زيباترين شکل آذين مي کنند.

اگر اين کار از نظر مادي ممکن نباشد ، تمامي صفحه ها و به ويژه صفحه هاي شروعي و پاياني کتاب را با طلا ، شنگرف ، لاجورد و زنگار تذهيب کامل مي کنند. به صفحه اي که به صورت ترصيع تذهيب شده است «مرصع» گويند.

 

ترنج

ترنج نقشي است که از بند و شاخه ي اسليمي و به اندازه هاي بزرگ ، متوسط و کوچک تشکيل مي شود. ترنج ، گاه در حاشيه و گاه در سرلوحه ي صفحه هاي مُـذهـّب قرار مي گيرد و نامهايي متفاوت مي يابد. نصف يک ترنج را نيمه ترنج گويند که جدا از ترنج ، سر ترنج دربالا و يا پايين آنها قرار دارد و سرترنج ، ترنجي بسيار کوچک است که در بالاي ترنج اصلي قرار مي گيرد و با يک خط کوتاه به ترنج اصلي وصل مي شود.

جدول

جدول خطوطي بر دورادور صفحه ي مُذهـّب يا منقش است که گونه هاي مختلف دارد. کاربرد واژه ي سيم کشي به جاي جدول درست نيست.

ختايي

ختايي از جمله نقشهاي اساسي هنرهاي تزئيني ايراني است که از ترکيب گل، غنچه و برگ پديد مي آيد و هر گردش موزون آن را يک بند مي خوانند.

داغ

داغ ، نشان طرحي است که بر روي کاغذي ديگر آمده باشد.

دهن اژدر

دهن اژدر،  نقشي است که به شکل دهان اژدها نمودار مي شود. ظاهراً اين نقش از دوره ي تيموريان رواج يافته است.

سرلوحه

سرلوحه ، سر صفحه ي اول کتاب و يا طرحي مُذهـّب و منقش است که در متن آن ، سرفصل کتاب را مي نويسند. اغلب کتابهاي قديمي داراي سرلوحه بودند . بر سرلوحه، شکل گل و برگ ريز و نرمي نقش مي شود.

سنجاق نشان

سنجاق نشان، نشان کردن بعضي زمينه هاي طلا با سنجاق است که انجام آن بر روي گره بندي، طرح را بسيار زيبا مي کند. در قديم، گاهي براي آنکه رنگ طرح را دگرگون سازند از اين روش استفاده مي کردند ، چون فشار سنجاقهاي مخصوص بر روي زمينه ي طلا ، سبب تغيير رنگ صفحه ي مُطـّلا مي شود. اين روش در دوره ي قاجار بيشتر مرسوم بود.

شرفه

شرفه خطوطي است که به دور شمسه رسم مي شود، آن را خورشيدسان مي کند و اغلب به رنگ لاجورد و منقوش است. بيشتر اوقات، در بالاي شرفه  طرحي اسليمي و يا ترنجي بسيار کوچک، فقط با يک رنگ،  مي آيد.

شمسه

شمسه ،  ترنج مرصعي از طلا و لاجورد است که گونه ي بزرگ آن در پشت صفحه ي اول کتابهاي مُذهـّب پرکار يعني در سر آغاز کتاب و قبل از ترصيع و سرلوحه نقش مي شود. اين آذين به شکل دايره و يا چند ضلعي است و چون خطوطي مانند شعاعهاي خورشيد از اطراف آن پراکنده مي شود، به آن شمسه مي گويند. اگر چند شمسه در حاشيه ي کتاب و يا در کنار نقش اصلي بيايد، آنها را به وسيله ي خطي کوتاه به يکديگر وصل مي کنند. دراين صورت شمسه ها شرفه ندارند.

فرنگي

به گل و بوته هايي که برگهايي پهن، آنها را فرا گرفته باشند فرنگي گويند. از آنجا که اين برگها در کنده کاريهاي زمان ساساني ديده مي شود کار برد واژه ي فرنگي در مورد آنها درست نيست.

فصّالي

فصّالي بسته هايي را گويند که در گردش اسليمي و ختايي – بيشتر اسليمي – از داخل يکديگر رد شده باشند و به وسيله ي ترنجهايي کوچک ، خطوط را از يکديگر جدا سازند و در عين حال آنها را به يکديگر وصل کنند. به اين اتصالهاي اسليمي و ختايي فصّالي گفته مي شود.

کتيبه

به سرلوحه هاي کوچک که در متن آنها، عناوين مختلف کتاب را به رنگ طلايي با شنگرف و يا سفيد مي نويسند کتيبه گفته مي شود.

کتيبه ي سرلوحه

کتيبه ي سرلوحه نوشته اي با زر و يا سفيداب است که با سرلوحه ها مي آيد. گاهي اين نوشته به خط کوفي مشکول است.

کمند زرين

کمند زرين ، خط زيبا يا گل و برگهايي است که دور طرح را فرا گرفته باشد. گردش اين گل و برگها به رنگ طلايي است. گاهي اوقات، به جدول نازکي از طلا که دو جدول مشکي اطراف آن را گرفته باشد نيز کمند زرين مي گويند.

گره

گره ، که کناره ي تذهيب به جاي جدول به کار مي رود، طرحي به صورت زنجيرهاي به هم پيوسته است. گاهي اوقات، به محل اتصال قسمتهاي مختلف يک طرح نيز گره مي گويند.

لچک ترنج

يک به چهار ترنج را که در گوشه ي صفحه ي نقاشي آمده باشد، لچک ترنج گويند.

لچکي

لچکي طرحي است که در گوشه ي صفحه به صورت سه گوش مي آيد و در خوشنويسي ها بيشتر در گوشه ي خطوط ديده مي شود.

واگيره

واگيره يک قسمت از يک طرح بزرگ است. براي مثال اگر بخواهيم شمسه اي را طراحي کنيم، اول آن را به چند قسمت تقسيم مي کنيم و طرح را در يک قسمت آن که واگيره نام دارد، پياده مي کنيم. اين طرح در قسمتهاي ديگر تکرار مي شود.

آموزش تذهیب2

در فرهنگهاي فارسي تعريف دقيقي از تذهيب وجود ندارد ؛ تعريفي که ما را به اصل و منشاء اين هنر رهنمون باشد. در برخي از کتابهاي قديمي و اغلب تذکره ها فقط نامي از نقاشان و مذهبان آمده است که اين ، براي دريافت معناي تذهيب کافي نيست. در لغتنامه ها ، تذهيب را زرگرفتن و طلا کاري دانسته اند ، اما اين ، هم تمام معناي تذهيب نيست. در دايرة المعارفهاي فارسي نيز تعريفهايي از تذهيب آمده است که به شيوه هاي تذهيب ، در يک دوره ي خاص از تاريخ ، تعلق دارد.

به هر حال تذهيب را مي توان مجموعه اي از نقشهاي بديع و زيبا دانست که نقاشان و مذهبان براي هرچه زيباتر کردن کتابهاي مذهبي ، علمي ، فرهنگي ، تاريخي ، ديوان اشعار ، جُـنگهاي هنري و قطعه هاي زيباي خط به کار مي برند. استادان تذهيب اين مجموعه هاي زيبا را در جاي جاي کتابها به کار مي گيرند تا صفحه هاي زرين ادبيات جاودان و متون مذهبي سرزمين خود را زيبايي ديداري ببخشند. بدين ترتيب است که  کناره ها و اطراف صفحه ها ، با طرحهايي از شاخه ها و بندهاي اسليمي ، ساقه ، گلها و برگهاي ختايي ، شاخه هاي اسليمي و گلهاي ختايي و يا بندهاي اسليمي و ختايي و ... مزين مي شوند.

 

مکتبهاي تذهيب

 تذهيب ، همچون نقاشي ، داراي مکتبها و دوره هاي خاصي است ؛ چنانکه مي توان از مکاتب سلجوقي ، بخارا ، تيموري ، صفوي و قاجار و شعب مختلف هر مکتب سخن گفت. براي مثال ، در مکتب تيموري ، شعبه هاي شيراز ، تبريز ، خراسان و ... را مي توان تميز داد و در واقع ، تفاوت در رنگها ، روش قرار گرفتن نقشها در يک صفحه تذهيب و تنظيم نقشها در مکتبهاي مختلف ، عامل اين  تفاوت است. براي نمونه ، تذهيب در مکتب بخارا به آساني از تذهيب در ديگر مکتبها بازشناخته مي شود. چون ، در مکتب بخارا از رنگهاي زنگار ، شنگرف ، سورنج و سياه استفاده مي شده است ؛ در صورتي که در مکتبهاي ديگر ، رنگها به اين ترتيب کاربرد نداشته است.

مي توان گفت تذهيبهاي دوره هاي مختلف ، بيان کننده حالات و روحيات آن دوره ها هستند: تذهيب سده  چهارم ه.ق ساده و بي پيرايه ، سده هاي پنجم و ششم ه.ق متين و منسجم ، سده هشتم ه.ق پرشکوه و نيرومند و سده هاي نهم و دهم ه.ق ظريف و تجملي هستند.

بررسي آثار تذهيب شده دردوره هاي گذشته ، بر تاثير فراوان هنر تذهيب ايران در ديگر کشورها – هند ، ترکيه عثماني و کشورهاي عربي- حکايت دارد. هنرمنداني که در اوايل دوره ي صفوي از ايران به هند مهاجرت کردند ، بنيانگذار مکتب نقاشي ايران و هند شدند و آثاري بزرگ از خود بر جا گذاردند. آثار به جا مانده از مکتب مغولي هند که در نوع خود بي مانند است ، بر اين واقعيت حکايت دارد که اين مکتب تداوم مکتب نقاشي ايران و هند است.

در ترکيه عثماني ، هنرمندان مذهّب زياد جلوه نکردند و اگر اين هنر در آن سرزمين رشدي کرد ، به خاطر هنرمندان ايرانيي بود که با مهاجرت به ترکيه عثماني ، بنيانگذار مکتب هنري در آن ديار شدند. در کشورهاي عربي نيز ، به سبب بازگشت هنرمندان ايراني از آن کشورها ، هنر تذهيب اوجي نيافت.

در واقع ، هنر تذهيب ايران در دنيا يگانه است. در اروپا ، به نوعي از آذين و آرايش ، تذهيب مي گويند و تذهيب ايراني را با آن مقايسه مي کنند ؛ اما تذهيب اروپايي با تذهيب به شيوه ايراني ، به طور کلي ، فرق دارد. آذينهاي تذهيب اروپايي از ساقه ي درختي مانند مو و برگهاي رنگين تشکيل شده است و در کنار آنها ، گاهي پرندگان ، حيوانها ، صورتهاي مختلف انسان و مناظر طبيعي را مي توان ديد.

پيشينه تذهيب

پيشينه آذين و تذهيب در هنر کتاب آرايي ايران ، به دوره ساساني مي رسد. بعد از نفوذ اسلام در ايران ، هنر تذهيب در اختيار حکومتهاي اسلامي و عرب قرار گرفت و « هنر اسلامي » نام يافت. اگر چه زماني اين هنر از بالندگي فرو ماند ، اما مجددا پويايي خود را به دست آورد. چنانکه در دوره ي سلجوقي مذهـبان ، آرايش قرآنها ، ابراز و ادوات ، ظرفها ، بافته ها و بناها را پيشه ي خود ساختند و چندي بعد ، در دوره تيموري اين هنر به اوج خود رسيد و زيباترين آثار تذهيب شده به وجود آمد.

هنرمندان نقاش ، صحافان و صنعتگران ، به خواست سلاطين از سراسر ايران فراخوانده شدند و درکتابخانه هاي پايتخت به کار گمارده شدند. بدين ترتيب ، آثار ارزشمند و با شکوهي پديد آمد. در دوره ي صفوي ، نقاشي ، تذهيب و خط درخدمت هنر کتاب آرايي قرار گرفت و آثاري به وجود آمد که زينت بخش موزه هاي ايران و جهان است. اما ، رنج هنرمندان بي ارج ماند و ارزش آنان در زمان زندگيشان شناخته نشد و هنر نقاشي به ويژه تذهيب ، پس از دوره صفوي از رونق افتاد. اگر چه هجوم فرهنگ غرب به ايران ، حرکت پيشرو اين هنر را کند ساخت ، ولي با زحمت هنرمندان متعهد و دوستداران هنر اين مرز و بوم، شعله ي هنر تذهيب همچنان فروزان است.

آموزش تذهیب

نقاشان و مذهّبان قديم، خود ابزارهاي كار خويش را آماده مي كردند و در اين زمينه، تجربه ها آموخته بودند كه اين تجربه ها سينه به سينه نقل مي شد. اما، بعدها اين روش پسنديده به فراموشي سپرده شد و اكثر رموز كار از شاگردان مخفي ماند. چنان كه تا به حال كتابي جامع در اين باره نوشته نشده است.

براي تذهيب، نياز به اين ابزارهاست: قلم مو، طلا و نقره، مهره، كاغذ آهار مُهر شده، كاغذ پوستي، كالك و يا طرح سوزني، رنگ، پرگار، ترلينگ و خط كش.

قلم مو

قلم مو را از موي سمور و موي پشت گردن گربه – بين دو كتف تا روي دم – درست مي كنند. اغلب، موي زير گلوي گربه را براي تهيه قلم مو مناسب دانسته اند؛ اما اين نظر نادرست است.

روش درست كردن قلم مو يكسان است، ولي سليقه ها متفاوت است. پس از چيدن مو از پشت گردن گربه، موها را با شانه ي كوچك و ويژه اين كار از ته شانه مي زنند تا تمامي كركها از ته آن خارج شوند. موهاي شكسته را نيز از موهاي سالم  سوا مي كنند و بيرون مي ريزند. نوك موها را به اندازه مورد نياز، وارد قالب مي كنند. براي آنكه نوك موها در قالب نظم يابند و در يك خط قرار گيرند، ته قالب را به جاي هموار مي زنند. آنگاه  موها را از قالب در مي آورند، خيس مي كنند، ته آنها را با نخ مي بندند و نوكشان را از انتهاي شاه پركبوتر – اين پر را قبلا تميز كرده اند و نوك آن را بريده اند – رد مي كنند تا موها به نوك شاه پر برسند. پس از بيرون آوردن مقدار موي مورد نظر از نوك شاه پر، انتهاي پر را چسب مي ريزند و دسته اي را كه ساخته اند به آن مي چسبانند. اينك، قلم مو براي نقاشي كردن آماده است.

در قديم، نقاشان بهترين قلم موها را مي ساختند. اين قلم موها كمي بلندتر و نوك تيزتر از قلم موهاي امروزي بودند. اين مساله را از چگونگي خطوط آمده در نقاشيهاي قديمي مي توان دريافت. زيرا در اين نقاشي ها ، پردازها كمي كشيده تر از پردازهاي نقاشي هايي بودند كه در خَـلق آنها از قلم موي گندمي شكل و كوتاه استفاده مي شود.

امروزه، جنس قلم موهاي ساخته ي اروپا از موي سمور و سنجاب است كه البته، موي سنجاب به قلم مو كيفيت بهتري مي دهد. اما در كشورهاي جهان سوم از هر گونه موي موجود و در دسترس استفاده مي شود. چنانكه در چين، انواع قلم مو با موهاي مختلف و براي كاربردهاي گوناگون تهيه مي شود.

طلا و نقره

از طلا براي زيباتر كردن و هماهنگي بيشتر بخشيدن به يك طرح تذهيب استفاده مي شود. در قديم، به ويژه در عهد سلجوقي، ورق طلا را بر روي كاغذ مي چسباندند و سپس، طرح هايي را بر روي آن پياده مي كردند. اين رويه ي كار، به خصوص در هنر كتاب آرايي مصريان، بسيار ديده شده است.

بعدها، طلا را به وسيله ي سريشم و يا عسل حل مي كردند ( عسل بهتر و راحت تر طلا را حل مي كند) . سپس آن را مي شستند، پاك مي كردند و بعد از زدن بر روي كاغذ مورد نظر، آن را مهره مي زدند و براق مي كرد كه به آن پخته مي گفتند و يا آنكه طلاي حل شده را مهره نمي زدند و در نتيجه، رنگ طلايي مات به دست مي آمد (  طلاي خام ) كه امروزه اين روش همچنان مرسوم است.

گاهي، طلا را با وسيله اي مانند سنجاق فشار مي دادند تا فرورفتگي ايجاد شود كه به آن «سنجاق نشان» مي گفتند. اين روش بيشتر در دوره ي قاجار مرسوم بوده است.

نقره هم براي رنگين تر كردن و متفاوت ساختن رنگهاي تذهيب كاربرد دارد. نقره را به مانند طلا كوبيده و بعد با سر يشم و يا عسل حل مي كردند. با افزودن نقره به طلا، رنگهاي متفاوت به دست مي آيد. امروزه، از دفترچه هاي طلا كه از اروپا وارد  مي شود استفاده مي كنند.

مهره

مهره را براي صيقلي كردن كاغذ و يا براي مهره زدن و براق كردن طلا و نقره به كار مي برند. جنس مهره از عقيق و گاهي از يشم است. عقيق يمني، بهترين عقيقي است كه براي اين كار مصرف مي شود و عقيق هاي سليماني ايراني، مصري و هندي نيز استفاده مي شوند. امروزه، عقيق هندي بيشتر در دسترس است . اين مهره ها به شكلهاي گوناگون شاخي، سوزني، تخت، پهن و ... ساخته مي شوند و هر يك كاربرد خاص خود را دارند.

مهره هايي كه براي صيقلي كردن كاغذ به كار برده مي شوند بيشتر از صدفهاي دريايي بزرگ هستند. در كتابخانه هاي سلطنتي از مهره هاي بزرگي استفاده مي شده است كه نمونه ي قديمي آن در موزه ي توپقاپو سراي تركيه مضبوط است.

كاغذ

امروزه براي پياده كردن طرح از روي كاغذ فرعي ِ طراحي شده بر روي كاغذ اصلي ، از كاغذ پوستي يا كالك استفاده مي شود ، ولي در قديم اين گونه نبوده است. در گذشته، طرح نقش شده بر روي كاغذ را به وسيله سوزن، سوراخ سوراخ مي كردند. سپس، طرح سوزني را روي كاغذ اصلي مي گذاشتند و كيسه پارچه اي را كه داخل آن مقداري خاكه ذغال بود بر روي طرح سوزني مي زدند. بدين ترتيب، طرح اصلي از لاي سوراخ ها بر روي كاغذ اصلي نقش مي بست. پس از پاك كردن خاكه هاي اضافه، طرح اصلي را با رنگ قهوه اي كم رنگ، قلمگيري مي كردند. طرحي را كه از كاغذ سوزني بر روي كاغذ اصلي منتقل مي شد «داغ» مي گفتند.

امروزه، قلمزن هاي اصفهان، شيراز، تهران و شماري از ديگر شهرهاي ايران از همين روش استفاده مي كنند. كاربرد واژه ي كپي كردن، براي عمل برگرداندن طرح از روي كاغذ فرعي بر روي كاغذ اصلي، رايج است.

رنگ

رنگ از جمله مبحث هاي مهم نقاشي و تذهيب است. در گذشته، نقاشان و مذهّبان رنگهاي  مورد نياز را خود با سختي فراوان، تهيه و آماده مي كردند. فقط در دربار سلاطين، رنگسازان به نقاشان در اين زمينه ياري مي دادند. بدين سبب، نقاشان در زمينه ي رنگسازي و تركيب رنگ ها بسيار آزموده و دانا بودند.

امروزه به دليل در دسترس نبودن تجربه هاي پيشينيان و كم تجربگي اكثر پژوهندگان داخلي و خارجي، درك نادرستي از فن رنگسازي گذشته وجود دارد. براي مثال انديشه آميختن رنگ سفيد با لاجورد، براي كم رنگ كردن اين سنگ ، درست نيست. لاجورد سنگي است بسيار خوشرنگ و زيبا كه از دوره هاي ماقبل تاريخ، در ساخت زينتهايي چون گردن بند، انگشتري ، نشانها و لولها به كار مي رفت. در قديم، لاجوردشويان ايراني، اين سنگ را از بدخشان افغانستان مي آوردند و مي كوبيدند. آنان با سايش و شستن لاجورد، طي زمان كوبيدن اين سنگ، رنگهاي آبي متفاوتي از كم رنگ تا پررنگ را به دست مي آوردند. از اين رو، براي كم رنگ شدن لاجورد نيازي به افزودن رنگ سفيد به لاجورد نيست، مگر در مواقعي كه به رنگ آبي خيلي روشن احتياج باشد.

گل اخرا، گل ماشي، زرنيخ سياه ، سرخ و سبز، لاجورد، نيل، زنگار، سبز سيلو، شنگرف، سورنج و سفيد رنگهايي هستند كه در قديم كاربرد داشتند.

پرگار، ترلينگ، خط كش

پرگار، ترلينگ، خط كش از ديگر ابزارهاي مورد استفاده در هنر تذهيب هستند كه در قديم، در نهايت زيبايي و استحكام، در ايران ساخته مي شدند

عشق پرواز

چگونگی افزایش علاقه و انگیزه  دردانش آموزان

مقدمه

 

ندانشتن علاقه وانگیزه برای انجام فعالیت های هنر در دوره ی  راهنمایی  در دانش آموزان  وبی ارزش پنداشتن این درس در نزد عده ای از دانش آموزان ، یکی از مشکلات رایجی است که برخی از معلمان و دبیران هنر در دوره ی راهنمایی با آن روبرو هستند و اغلب این مشکل در کلاسهای درس هنر  باعث می شود اهداف مهم این درس اهیت خود را از دست دهد .

 

مدت 15 سال است  که در منطقه شهرضا در دوره راهنمایی به تدریس هنر مشغول هستم ودر طول این سالها دیده ام که بعضی از دانش آموزان نسبت به این درس آنطور که باید ارزش قائل شوند ، ارزش واهمیت نمی دهند .ودردمند تر از آن اینکه خانواده ها ی آنها نیز هین احساس را نسبت به این در س دارند و فکرمی کنند که اثری در سر نوشت دانش آموز ندارد . چون این طور جا افتاده که بعضی درسها مهم واساسی هستند ودبیران ان درسها هم تلاش می کنند و تعدادی از درسها اهمیت چندانی ندارند .

 

مشاهده این موارد باعث شد تا در مورد علل و عوامل بی توجهی وکم توجهی و اهمیت ندادن بعضی از دانش آموزان به این درس و فعالیت های آن  و همچنین رفع این مشکل حداقل در مدارسی که خود به تدریس هنر می پردازم اقدام اساسی نمایم .

 

لذا از طریق روشهای مختلف مانند : جلسات اولیا ومربیان ، در مورد این موضوع به بررسی پرداختم واز همکاران مجرب واز دانش آموزان نیز در این زمینه یاری گرفتم وبه نتایجی رسیدم وتصمیم گرفتم خود نیز در نحوه رفتارم در کلاسهای هنر نگرشی نو را در سطح مدرسه و حتی در منطقه ایجاد تا سر مشق دیگر همکاران نیز شود و در ضمن اهمیت این درس درنزد دانش آموزان بیش از گذشته حفظ شود .

 

خدا را شکر می کنم که این تجربه واقدام برای من مفید واقع شد ودر کلاسهای هنر روی دانش آموزان نیز، اثرات مثبت و سازنده ی آنرا مشاهده کرد م.

 

 

 

 

تشخیص مشکل

 

الف ـ در طول خدمت  آموزشی ام این سؤال همواره برای من ایجاد می شد که چرا بعضی از دانش آموزان نسبت به درس هنر و بعضی از درسهای دیگر اهمیت کم تری  قائل می شوند و جرا بعضی از درسهارا مهمتراز بقیه  می دانند.

ب   چرا بعضی از دانش آموزان در زنگ هنر اهمیتی به بهتر یاد گیری فنون واصول آموزشی و کارهای عملی و بهبود فعالیت های خود نمی دهند .

ج چرا تمرین هاو فعالیت های این درس  را فقط برای رفع تکلیف و گرفتن نمره انجام می دهند و ابتکار و

 خلا قیت  خود را آنطور که باید نشان دهند ، نشان نمی دهند .

 

 مشاهده وضعیت فوق برای من راضی کننده نبود و بنا براین تصمیم گرفتم تا آنجایی که در توانم هست این وضعیت نا مطلوب را عوض نمایم .برای تغییر این وضعییت اقدامات عملی زیر را انجام دادم.

 

در روزگار ما که رشته های مختلف هنری با علوم و فنون ارتباط تنگاتنگ پیدا کرده ، زمانی که متخصصان علوم تربیتی هنر رابه عنوان بهترین وسیله برای رشد و پرور ش خلاقیت و افکار دانش آموزان می دانند و آنرا برقرارای ارتباط به وسیله افکار و احساسات  می دانند ، سرسری طی کردن وتلقی آن به عنوان درس درجه سوم ظلم بزرگی به آینده سازان این مرز و بوم محسوب می شود .

 

پیش بینی ساعات هنر در مدارس چه ابتدایی و چه راهنمایی ،به خاطر رسیدن به اهداف بسیار مهمی است که برای این درس معین گردیده شده است .تعدادی از این اهداف عبارتند از :

 

1- شناخت وپرورش استعدادهای دانش آموزان و ایجاد زمینه مناسب برای رشد و شکوفایی آنها

2- ایجاد مهارت و تقویت آن در دانش آموزان در زمینه کارهای عملی

3- تربیت دقت در دانش آموزان

4- ایجاد اعتماد به نفس در آنها

5- آشنایی دانش آموزان با میراث فرهنگی و هنری کشور

6- ایجاد زمینه برای استفاده از اوقات فراغت

7- بوجود آوردن حس خلاقیت و نو آوری در دانش آموزان و تقویت آن

8 آشنایی با اصول وفنون زیبا شناسی و......

 

یقینا حصول موفقیت این برنامه درسی در گرو تغییر نگرش سنتی مسؤلان و مجریان آموزش وپرورش و اولیا نسبت به عدم کار آیی و کم اهمیتی این درس است .

لذا لازم است در قالب یک برنامه آگاهی بخش و با استفاده از کلیه امکانات فرهنگی و اجتماعی ، اقدام اساسی به عمل آید.

 به هر حال در شرایط فعلی وظیفه ما به عنوان دبیر هنر این است که در تحقق اهداف این درس در مدارس کوشا باشیم و دراین کار سستی از خود نشان ندهیم  تا بتوانیم در عمل نیز زمینه شکوفایی استعداد های بالقوه دانش آموزان را فراهم سازیم . تا درآینده ای نه چندان دور از طریق این درس ودرسهای عملی دیگر  آموزش و پرورشی فعالتر و پویاتراز آموزش وپرورش فعلی و در خدمت نظام مقدس جمهوری اسلامی  داشته باشیم.

 

جمع آوری اطلاعات

برای این کار فکر کردم ابتدا این موضوع که( چرا بعضی از دانش آموزان نسبت به درس هنر کم توجهی از خود نشان می دهند )  را  با دانش آموزانم در میان بگذارم و از نظرات آنان نیز با خبر شوم  وعلت را جویا شوم .

در شروع کار،  در چند کلاس ودر اوقات مناسب، پرسش ها ی شفایی از دانش آموزا ن به عمل آوردم و شرح دادم که دراین جلسات  می خواهیم با همدیگر، به کمک هم ،با مشورت هم وبا هم فکری به نتایجی برسیم و از آنها خواستم در این مورد فکر کنند و پس از اندیشیدن در باره آن نظراتشان را بیان کنند.

بعضا از جواب هایی را که آنها اشاره کردند کاملا مرتبط با مساله موردبحث بود . سپس با تعدادی از دانش آموزان با استعدادتر در زمینه هنر ، مصاحبه ومشورت کردم تا اطلاعات دقیق تر ی را بدست آورم و با چند نفر از همکاران مجرب نیز در این زمینه نظر خواهی کردم .  

برای کسب اطلاعات بیشتر و پیدا کردن راه حل این مشکل از مجلات رشد تکنولوژی ، رشد معلم و رشد هنر و رشد آموزش راهنمایی که در این رابطه موضوعهای جالبی هم داشت استفاده نمودم و انها را مطالعه کردم و بااستفاده از همین مطالعات و نظر خواهی ها بود که به   راه حل های جدیدی برای حل این مشکل دست پیدا کردم  وتصمیم گرفتم آنها را در کلاسها ی هنر اجرا نمایم .

 

برخی از عوامل وعلل کم توجهی و بی علاقه بودن دانش آموزان نسبت به درس هنر و تمرین های این درس بنا به نظر خودشان عبارت بود از :

1-کمبود یا نبود امکانات و تجهیزات وو سایل لازم و نبود  فضای کارگاهی برای انجام فعالیت عملی در مدرسه از جمله میز کار مناسب ـفضای محدود در کلاس و جمعیت زیاد دانش آموزان در کلاس ـ نبود وسایل کمک آموزشی  هنرو...

2-زمان بسیار کم برای انجام فعالیت های هنر  در کلاس بخصوص در پا یه دوم وسوم راهنمایی

3 – آشنا نبودن معلمین در دوره ابتدایی در چگونگی  تدریس هنر و سرسری گرفتن این درس در آن دوره ( به گفته  اکثر آنها برخی از معلمان سالهای قبل انان در دوره ابتدایی به جای این درس در ساعات هنر دروس دیگر مانند ریاضی و.... کار می کردند  و ذهنیت آنها از گذشته است که نسبت به این درس اهمیت نمی دهند )

4 – سنگین بودن بعضی از  فعالیت ها ی کتاب های هنر فعلی نسبت به وضعیت سنی و تحصیلی دانش آموزان  

5 – جذاب نبودن تصاویرکتاب های درسی هنر فعلی وکم بودن متن درسی وتوضیح نا کافی و  مختصر در سها

6 – نداشتن ارتباط بین درسها و پراکنده گویی به خصوص در قسمت طراحی ونقاشی  کتابهای هنر

7- نداشتن توان مالی و اقتصادی  برخی از خانوادهاکه نمی توانند وسایل لازم را برای انجام بعضی ازتمرینها و فعالیت های  کتابهای  هنر را تهیه کنند.

8 خود کم بینی و نداشتن اعتماد به نفس در برخی از دانش آموزان که کار انجام شده ی خود را خیلی بد می دانند و کار خود را با دانش آموزان دیگر مقایسه می کنند و تفاوت  استعدادها را در نظر نمی گیرند . وهمین موضوع سبب کم علاقگی آنها به این درس می گردد .

9- برخي از دانش آموزان پایه دوم و سوم راهنمایی می گفتند که دبیر هنر سال قبل آنهادبیر تخصصی نبوده وبه عنوان تکمیل ساعات تدریس آن دبیر در آن مدرسه، تدریس این درس را برعهده گرفته بوده واز هنر اطلاعی نداشته است .وبنابراین تدریسی از فبل در زمینه هنر ندیده اند .

10 ـ برخی از آنها می گفتند : پدر ومادر شان این درس را مهم نمی دانند و اگر در منزل در حال انجام فعالیت های هنری هستند به آنها می گویند این درس اهمیتیندارد و برو علوم یا ریاضی را بخوان و نسبت به فعالیت ها ی این در س اهمیتی نمی دهند .

 

فر ضیه سازی  ( ارائه راه حل هایی برای حل مشکل)

گرچه در نظر های دانش آموزان واقعیت های بسیار تلخی دیده می شد ولی تمام مطالب گفته شده  آنها را یادداشت کردم و با دانش آموزانم درباره اهمیت گذاری بیشتر برای این درس ودر نتیجه آموزش بهتر تبادل نظر کردم وراه حل هایی که به نظر میرسید در رفع این مشکل تا حدی تاثیر داشته باشد را یادداشت کردم .

 مطالعه وبررسی گسترده در رابطه با این موضوع نشان می دهد که عوامل زیادی در ایجاد وضعیت موجود دخیلند که به طور خلاصه میتوان به نقش اولیای دانش آموزان ـ نقش خود معلم هنر  - ونقش  آموزش وپرورش و همچنین نقشی که خود دانش آموزان در ایجاد ورفع این مشکل می توانند داشته باشند اشاره کرد  .

اما نقشی که خود من می توانستم در بهبود وضیعت موجود داشته باشم ( حد اقل در مدارسی که به تدریس هنر مشغولم ) را دست کم نگرفتم  و راه حل هایی را برای زسیدن  به وضعیت بهتر از طریق مطالعه مجلات رشد و کتابهای آموزشی و تخصصی  وکتابهای روان شناسی و گفتگو با افراد متخصص  و حتی دانش آموزان ، بدست آوردم وآنها را در مدارس اجرا نمودم .

 

ویژگی راه حل های پیشنهادی برای تغییر

1-      ایجاد انگیزه و علاقه به انجام کارهای هنری در دانش آموزان و تفهیم ضرورت توجه بیشتر به خلاقیت و تفکر

2-     آفریدن شور ونشاط در کلاسهای هنر با محول کردن کارها ی بیشتر به دانش آموزان

3-     ارزشیابی آثار هنری دانش آموزان بدون توجه به وضعیت درسی دانش آموزان و توجه به تفاوتهای فردی آنها

4-   ایجاد حس اعتماد به نفس بیشتردر دانش آموزان برای انجام کارهای هنری توسط خودشان و توانایی بیان افکار و احساسات در فعالیت های هنری

5-     تمایل به کسب تجربه در دسته های مختلف ویادگیری از دیگر اعضا در گروه

6-     افزایش علاقه به کاوشگری وتحقیق در زمینه  هنرهای مختلف

 

آزمون فرضیه ها در عمل ( اجرای راه حل ها )

بعد از گرد آوری اطلاعات و بررسی آنها تصمیم گرفتم تا به عنوان یک دبیر هنر تغییراتی در وضعیت موجود در کلاسهای خودم بوجود آورم که به شرح آنها می پردازم 1-تا آنجا که مقدور است در هرسه پایه در موقعیت های مختلف در کلاسهای هنر  ابتدا در مورد اهمیت و نقش آموزش  هنر در زندگی فردی و اجتماعی اشاراتی می کنم تا دانش آموزان فقط به خاطر نمره گرفتن در این درس  کار نکنند و فهم عمیقی از مساله به دست آورند و با میل واشتیاق به فعالیت های هنری بپردازند .

2- سعی می کنم در طول سال تحصیلی ودر کلاسهای هنر با بجه ها رابطه صمیمانه بر قرار سازم تا راحت تر در یاد گیری و کار های عملی هنر شرکت کنند و بتوانند مرا به عنوان یک دوست و راهنمای خود در انجام فعالیت های هنری بپذیرند نه یک معلم سختگیر

3- پیشرفت هر  دانش آموز در انجام فعالیت هنری و عملی را تک تک  ونسبت به جلسه قبل مورد توجه قرار داده وآنها را با دانش آموزان دیگر مقایسه نمی کنم . وحتی با راه های مختلف مثل دادن کارت امتیاز وتشویق در حضور جمع آنهارا نسبت به فعالیت هایشان دلگرم کرده و نسبت به توانایی ها یشان امید وارتر می سازم .

4-  یکی از اقدامات مهمی که انجام داده و می دهم این است که در جلساتی که با مدیر مدارس می گذارم یا به صورت فردی یا در جلسات شورای دبیران  لزوم توجه به درس هنر ودرخشش دانش آموزان در مسابقات مختلف هنری که هر ساله برگزار می گردد را برای آنها تفهیم می نمایم و انها نیز تا حد امکان همکاری لازم را در این زمینه با من می نمایند .

5- از مدیرا ن می خواهم در جلسات انجمن اولیا ومربیان  آگاهی های لازم نسبت به لزوم یاد گیری هنر مخصوصا در زندگی شخصی دانش آموزان و تاثیر آن در پرورش خلاقیت و ابتکار آنها را یاد آوری نماید تا در نگرش وذهن  اولیا دانش آموزان ، نیز نسبت به درس هنر تغییرات مثبتی ایجاد شود وبدین طریق  از طریق اولیا نیز به دانش آموزا ن منتقل گردد.

6- با دادن نمره مطلوب به آثار دانش آموزان در آنها قوت فلب ایجاد می کنم ودر ضمن در دادن نمره سلیقه ای و مقایسهای عمل نمی کنم بلکه استعداد و توانایی دانش آموزان را شناخته ودر نظر می گیرم .

7 دانش آموزان مستعدتر برای کارهای هنری را به مراکز و نهادهای که میتوانند در آنجا اطلاعات وآموزش های زیادتری ارائه نمایند معرفی می نمایم .

 8- در زمینه آموزش بهتر بعضی از دروس هنر  آثار هنری لازم را از قبل آماده و به کلاس می برم ونشان دانش آموزان می دهم .و بدین طریق شور ونشاط خاصی برای انجام آن کارها در کلاس ایجاد می کنم .

9- آنها را به دیدن سي دى هاي آموزشی در زمینه هنر واستفاده از اینترنت تشویق می کنم و توصیه می نمایم تا در اوقات فراعت از مطالعه ی کتابهای گوناگون مخصوصا کتابهایی که در مورد آموزش نقاشی وخوشنویسی و هنر های دیگر نوشته شده غفلت نورزند .

 10 در تدریس سعی کرده  از روشهای فعال تدریس و گرو بندی دانش آموزان استفاده کنم و برای هر گروه سر گروهی مشخص کرده توانایی او در انجام کارهای هنری از بقیه زیادتراست و در موقع اشکال فورا دانش آموزان  می توانند به راحتی از تجربه ی او استفاده کنند و مشکل خود را در تمرین های هنر به راحتی حل نمایند .خودم تنها راهنمای دانش اموزان را به عنده می گیرم و در انجام تمرین ها دانش آموزان در حین فعالیت های هنری در کلاس نقش محوری و اساسی دارند و مسئولیت یاد گیری بیشتر متوجه خود آنهاست و بنابراین دانش آموزان به صورت گروهی در گیر موضوعهای هنر هستند و تلاش می کنند با همفکری و همکاری خود آثار خود را با دقت و با علاقه انجام دهند .

11- در فرصت های لازم و با همکاری مدیر مدرسه آنها را به نمایشگاهها و مکانهای هنری و مساجد قدیمی شهر برده و کاربر د انواع هنرهارا در زندگی روز مره آنها از نزدیک برای آنها شرح می دهم.

 

 

نتیجه گیری و ارائه ی چند پیشنهاد

با انجام  موارد ذکر شده و راه حل ها ی جدید  در کلاس به مرور و بطور قابل ملاحظه ای تغییراتی که خواهان آن بودم در دانش آموزان مشاهده کردم .

ودر تنیجه همان گونه که انتظار هم می رفت شاهد افزایش علاقه و شور و نشاط در روحیه آنها  واهمیت گذاری زیادتر نسبت به درس هنر و فعالیت های آن بودم .

در ضمن با همکاران خودم و همچنین بعضی از اولیا ئ دانش آموزان هم که صحبت و تبادل نظر کردم آنها هم

 را ه حل ها و اقدامات انجام شده  را مفید و نتیجه بخش اعلام داشتند . و بطو ر کلی تغییرات زیر اتفاق افتاد :

 

\دانش آموزان نسبت به درس هنر بیشتر از گذشته علاقه مند شدند .

\اهمیت درس هنر را نسبت به درو س دیگر کمتر نمی پنداشتند .

\دانش آموزان در زنگ هنر احساس مسئولیت نموده وبه اختیار واز روی علاقه تمرین های خود راانجام داده ومی دهند .

\مشارکت در دانش آموزان نسبت به قبل بسیار افزایش پیدا نمود .

\دانش آموزا ن درک جدیدی نسبت به این درس و فعالیت های آن پیدا کردند  و فهمیدند که این درس در جهت رشد اجتماعی و شکوفایی استعداد ها ی هنری آنها و هم چنین افزایش خلاقیت و نوآوری ، تدوین شده است .

\اولیا ء دانش آموزان نیز بعد از اجرای اقدامات و راه حل های جدید ارزش آنرا کمتر از دروس دیگر  نمی دانند و آنرا درس اضافه نمی پندارند .

 

 ارائه ی چند پیشنهاد

همان گونه که می دانیم در سالهای اخیر آموزش وپرورش کشور برای درس تربیت بدنی وارزش گذاشتن بیشتر آن در مدارس اقداماتی مهمی را انجام داده واین درس بیش از گذشته در مدارس جایگاه واقعی خود را پیدا کرده ولازم است برای درس هنر نیز مانند درس تربیت بدنی اقدامات چشم گیری ازجمله تامین دبیر تخصصی در دوره ابتدایی بخصوص در پایه چهارم وپنجم ابتدایی و رفع کمبود دبیران تخصصی در دوره راهنمایی از طریق استخدام فارغ التحصیلان  مراکز هنری ودانشگاهها اقدام نماید .

 

در اقدام بعدی آموزش و پرورش می تواند با ایجاد کارگاه ها ی هنری مانند کارگاه های حرفه وفن در مدارس  گامی بلند در جهت رسیدن به اهداف مهم تدرس هنر در مدارس بر دارد . ودر مرحله بعد تجهیز وسایل هنری مدارس وتهیه وسایل کمک آموزشی  با همکاری اولیا و افراد خیر امری بسیار ضروری و انکار نا پذیر در پیش برد اهداف آموزشی درس هنر در مدارس می باشد .

از اقدامات دیگر آموزش وپرورش برای بهبود کیفیت آموزش هنر در مدارس تجدید نظر در تالیف کتابهای هنر فعلی است که باید با شرایط فعلی تغییرات قابل ملاحظه ای با استفاده از نظرات افراد متخصص  در آن ایجاد  شود .

 

اما نقشی که اولیا می توانند داشته باشند این است که در جلسات انجمن اولیا ومربیان مدارس اهیت این درس بیش از گذشته برای آنها روشن گردد وخانواده ها نیز بچه ها ی خود را تشویق به یادگیری و شرکت در کلاسهای مختلف هنری و فرهنگی که توسط ارگانهای مختلف در طول سال تحصیلی یا در طول تابستان تشکیل می گردد نمایند . وبه همت خانواده ها و مدارس وارگانهایی  که به آموزش هنر می پردازند وهم چنین دانش آموزان و بالاخره  دبیرا ن هنر  می توان  در جهت پرورش وتعلیم افرادی خلاق ومبتکر در جامعه گام های موثری برداشت .

 

 از طرف دیگر آموزش هنر را باید از دوره ابتدایی وبه  صورت جدی و با برنامه ای حساب شده و با توجه به الگوهای موفق در کشورهای پیشرفته  آغاز کرد .

 

من مصمم هستم تا تجربیات و راه حل های خود را ادامه دهم و در ضمن معتقد هستم اگر همه ی دبیران روشهای کلاس  بکار گیرند کلاسهای آنها مثمر ثمر تر از گذشته بر گزار خواهد شد . و در آخر تاکید می کنم که برای ایجاد هر تغییری باید ابتدا از خود شروع کنیم و منتظر وقوع معجزه برای بهبود  نظام آموزشی کشور ورسیدن به حالت ایده آل نباشیم وبه فرموده قر آن مجید :

((ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم))

 

 

منابع و ماخذ

 

 $قر آن مجید

 $پرسشنامه – مشاهدات شخصی – مصاحبه

 $نظرات شخصی وتجربیات دبیران با سابقه

 $کتابهای هنر دوره ی راهنمایی

 $مجلات رشد هنر و رشد راهنمایی

 $نقش هنر در آموزش و پرورش و بهداشت روانی کودکان ( تالیف : علی میرزا بیگی )

 $برنامه های آموزش هنر ( تالیف : دکتر هادی هزاوه ای )