آموزش هنر های تجسمی

مطالب هنری برای علاقمندان

ای آشنایی شما عزیزان علاقمند به هنر تذهیب و نگارگری ایرانی و آموزش مینیاتور و نقاشی ایرانی در این پست از مجله اینترنتی هنرآباد به شرح واژگان و اصطلاحات تذهیب با درج مثالهای تصویری و نمونه هایی از آنها میپردازیم …

بند اسلیمی:

اساس کار تذهیب بر قوس حلزونی ، بند اسلیمی است . اگر شاخه اسلیمی روی این قوس قرار گیرد ، حرکت اسلیمی پدید می آید و با آمدن گل و برگ روی قوس حلزونی (بند اسلیمی ) حرکتی بوجود می آید که ختایی نام دارد . چون اصطلاحات در این هنر شناخته نشده هر هنرمندی نامی را که دوست دارد بر آن می نهد .

برخی از اصطلاحات از نظر شکل ظاهری به یکدیگر نزدیک اند ولی نام دیگری دارند . اصطلاحات تذهیب با فرش و معماری و کاشی با هم فرق دارند . طراحی سه اسلیمی در تزهیب سه اسلیمی است در صورتیکه در فرش به آن گیس باف می گویند و غالبا این دو اصطلاح را از هم تشخیص نمیدهند

خط ثلث و بند اسلیمی

خط ثلث و بند اسلیمی

اسلیمی :

اسلیمی یا اسلامی نقشی است که از گذشته دور برای آذین بندی ظرفها و بافته ها و در حجاری ها به کار می رفته است و شاید در آن روزگاران نامی خاص داشته است . این نقش ظاهرا از دوره های سلجوقی و تیموری به این نام شناخته شده است و به مرورزمان از نظر شکل تکامل یافته است اسلیمی نقشی است که با بند اسلیمی حرکتی را به وجود می آورد .

اسلیمی انواع گوناگون دارد  : اسلیمی ساده ، اسلیمی توپر، اسلیمی تو خالی ، اسلیمی دهان اژدری ، اسلیمی ماری و غیره .

از بررسی شاخه اسلیمی چنین بر می آید که در زمانهای قدیم همانطور که اشاره کردیم اسلیمی در ایران وجود داشته و در طول تاریخ تکامل یافته تا به شکل کنونی رسیده است .

این نقش از کشور دیگر به ایران وارد نشده است برای اینکه به این شکل در نقاشی دیگر کشورها به ندرت دیده شده است شاید بنوان گفت که این نقش از نقاشی ایران به نقاشی دیگر کشور ها نفوذ کرده است . زیرا تکامل شاخه اسلیمی را فقط در ایران می توان دید .

مسئله ای که حائز اهمیت است این است که شاخه اسلیمی به صورتی طراحی شده که غالب شکل و اصلاحات با آن ساخته می شود مثلا یک ترنج یا سر ترنج با حرکت نرم شاخه اسلیمی طراحی و ساخته می شود .

اسلیمی

اسلیمی

ختایی :

طرح هنری متنوعی است که از ترکیب غنچه گل و برگها بر اساس شیوه هنر های تزیینی ایران پدید می آید . بر این عقیده اند که این طرح را در دوره مغول از چین به ایران آورده اند . بررسی سیر تکاملی کاربرد طرح  گلها در دوره های مختلف از دوره هخامنشی تا کنون حاکی از آن است که گلهای ختایی در نقش های دوره هخامنشی و اشکانی در بافته های ساسانی و در آثار هنری دوره های بعد از آن نیز دیده میشود .

اگر میان نقش های ختایی هنر نقاشی ایران و نقشهای موجود در هنر نقاشی چین تشایهی وجود دارد آنرا باید ناشی از وجود روابط فرهنگی بازرگانی و سیاسی میان دو کشور از گذشته های دور دانست از طرفی برخی از مشابهات اتفاقی است و نمیتوان گفت تقلید است .

بررسی سیر تاریخی و تحول نقشها نشان میدهد که در دوره ساسانی از نقشهای ختایی در هنر کتاب آرایی مانویان استفاده می شده است .

ختایی

ختایی

لچکی :

لچکی 2/1 مربع کامل را می گویند که از وسط به دو نیم کرده باشند . لچکی را در گوشه های صفحه های خطاطی شده و در حاشیه خطوط چلیپا نقاشی می کنند تا این خطوط زیباتر به نظر آیند .

لچکی

لچکی

لچک ترنج :

لچک ترنج چنان که از نامش بر می آید 4/1 ترنج است که شکل لچکی و ترنج را داراست . اگر چهار لچک ترنج را بخ یکدیگر وصل کنیم یک ترنج پدید می آید .

همانطور که قبلا گفتیم غالب شکلهای تذهیب از حرکت شاخه اسلیمی ساخته می شود .

اگر به لبه یچک ترنج دقت کنیم متوجه می شویم که حرکت شاخه اسلیمی چه نقش مهمی در ساخت و تذهیب دارد .

ترنج :

ترنج یکی از طرح های هنر تزیینی ایران است که معمولا در وسط نقشها به شکلی مستقل قرار دارد . این طرح از ترکیب گل و برگ و طرح های اسلیمی ساخته می شود و گاه به قندیلهای قلمزده می ماند . بعضی اوقات به دو سر ترنج دو طرح قرینه کوچکتر به نام سر ترنج می افزایند ترنج به شکل های گوناگون بزرگ متوسط کوچک و با نقشهای مختلف طرح میشود و بیشتر در قالیبافی نقاشی و تذهیب کاربرد دارد در تذهیب نسخ خطی نقش ترنج در پشت صفحه اول نقاشی می کنند ( ترنج برای تزیین حاشیه صفحات بخصوص قرآن کریم و تقسیمات اجزای قرآن کریم طراحی می شود)

ترنج

ترنج

نیم ترنج :

نیم ترنج چنان که از نامش پیداست 2/1 ترنج است .

از نیم ترنج در حاشیه بعضی از نقاشیها و یا برای ایجاد اتصالها در داخل لچک ترنج و لچکی استفاده می شود .

سر ترنج :

سر ترنج ترنج کوچکی است که در بالای ترنج بزرگتر و با در حاشیه صفحه های کتابهای نفیس نقاشی می شود .

سر لوحه :

سر لوحه تزیینی است که در بالای صفحه های نخستین کتابهای قدیمی نقاشی می شد . گاهی ترنجی کوچک در حاشیه سرلوحه نقش می کردند که به آن ترنج و یا ابرک هم میگفتند . این گونه تزیین بیشتر در قرآنهای تذهیب شده بخ کار می رفت در واقع می توان گفت که سر لوحه تقریبا دروازه ورود به داخل کتاب است . چنان که گاهی در کتاب هایی چون خمسه نظامی که چند فصل دارند هر فصل دارای سر لوحه زیبایی بود که به گونهای مختلف تزیین می شد

سر لوحه

[ پنجشنبه 26 دی1392 ] [ 23:21 ] [ میرزایی ]

[ ]

بر نوشتی نشئه ی صد عقل و هوش

 

 

خط زیبا  تصویر عالم معنی در جهان صورت است . هندسه ای است روحانی که چرخش ها و دوایر عالم هستی را از گردن آهو تا طره ی شاهدان زیبا رو به یاد می آورد وبه زبان درس انس و الفت و مهربانی ونظم و تناسب و استواری می دهد ...

 

( دکتر الهی قمشه ای  )

[ پنجشنبه 26 دی1392 ] [ 23:10 ] [ میرزایی ]

[ ]

الهی
یاریم کن تا
آخرین سایه های
تاریک گناه راازحصار
خاکستری جانم محو سازم
ودر پناه آفتاب مهربانی ات سکنی
گزینم و با بوسه های اشک ندا مت بر
گونه هایم به نور ایمان تو مزین
شوم وبا حضوربیکرانه ات
زیبا یی های وجود م را
ا حسا س کنم ...
آمین یا رب
الرحیم

[ پنجشنبه 26 دی1392 ] [ 23:10 ] [ میرزایی ]

[ ]

[ یکشنبه 24 آذر1392 ] [ 0:37 ] [ میرزایی ]

[ ]

[ دوشنبه 27 آبان1392 ] [ 22:6 ] [ میرزایی ]

[ ]

[ دوشنبه 27 آبان1392 ] [ 21:51 ] [ میرزایی ]

[ ]

[ دوشنبه 27 آبان1392 ] [ 21:51 ] [ میرزایی ]

[ ]

[ دوشنبه 27 آبان1392 ] [ 21:50 ] [ میرزایی ]

[ ]

مدرسه در افق سال 1404 جلوه ای از مراتب حیات طیبه و کانون عرضه خدمات و فرصتهای  تعلیم و تربیت استو حیات طیبه وعده خدا به انسانهای مومن است خداوند به مؤمنان نیکوکار وعده داده است که در عین اینکه مانند دیگر مردم زنده و دارای حیات مادی هستند ،زندگی جدید و پاکیزه‌ای به آن‌ها می‌بخشد .نورانیت و بصیرتی که توانایی تشخیص حق و باطل را به آن‌ها می‌دهد .

حال برای داشتن مدرسه پاک وپرورش انسانهایی طیب از هم اکنون باید چه کارهایی انجام دهیم . انسان هایی که در زندگی پاکشان این خصوصیات را باید در خور ارایه کنند: کارآمد، اثربخش، یادگیرنده، عدالت محور و مشارکت جو، عامل به عمل صالح، تعالی جو و تحول آفرین، انقلابی، آینده نگر، عاقل، متعهد، امین، بصیر، حق شناس

چنین مدرسه ایی که مدعی پرورش انسان هایی خدا جو و عاقل وعمل گرا می شود باید خود این گونه  توسط مدیران و معلمان دلسوز اداره شودو مربیان و متعلمان آن نیز مزین به این خصوصیات شوند :

 تکلیف گرایی، مسوولیت پذیری، کرامت نفس، امانتداری، خودباوری، کارآمدی، کارآفرینی، پرهیز از اسراف و وابستگی به دنیا، همدلی، احترام، اعتماد، وقت شناسی، نظم، جدیت، ایثارگری، قانون گرایی، نقادی و نوآوری، استکبارستیزی، دفاع از محرومان و مستضعفان و ارزش های انقلاب اسلامی»

واز طرفی با توجه به انفجار اطلاعات در دوره معاصراین گونه مدارس باید  برخوردار از بهره فناوری آموزشی در سطح معیار؛ با توجه به طیف منابع و رسانه های یادگیری (شبکه ملی اطلاعات و ارتباطات)گردند.

ودر یک کلام مدرسه باید اثربخش، یادگیرنده، عدالت‌محور، کمال‌جو و در یک عبارت کانون تربیت محله باشد

و از طرفی  دیگر  چون مدرسه  رفیع ترین جایگاه تعلیم و تربیت است و مدیران  مدارس بایداز هم اکنون  با برنامه‌ریزی‌ دقیق در جهت تحقق اهداف آموزش وپرورش مانند ؛ افزایش جذابیت آموزش‌های قرآنی ، توسعه فرهنگ قرآن در بین دانش آموزان و ایجاد تنوع و انعطاف درفرصت‌های آموزشی و پرورشی گام بردارند.و نکته مهم دیگر تربیت معلمان دلسوز است چون از همه بارزتر نقش معلم است  که در ارتباط مستقیم با دانش آموز است و ساختار فرهنگی، تشکیل گروه‌های کاری، فراهم سازی شرایط برای ارتقای کیفیت آموزشی و ایجاد انگیزه برای مشارکت درمدارس  و کلید رسیدن به سعادت در دست او است ،

ونکته اثر گذار دیگر توجه به امکانات علمی روز در مدارسمی باشد و یکی ازویژگی های آموزش و پرورش جدید  باید آماده کردن دانش آموزان برای زندگی در آینده باشد.دردنیای تعلیم وتربیت کار ما تربیت انسانها برای زندگی درآینده است بنابراین باید روح حاکم بر برنامه ریزی مدرسه آینده پژوهانه باشد.

ودر نتیجه باید اذعان کنیم حیات طیبه و لقای خداوند هر دو با ایمان و عمل صالح بدستمی  آیدوحیات طیبه در پرتو ولایت خدای تعالی و از طریق ولایت اهل بیت عصمت و طهارت ( ع ) تحقق می یابدو مدارس ما باید بیش از گذشته به این موارد اهمیت دهند.یعنی باید به انجا برسیم که علم ونور را در دلهای انسانهای آینده بی ش از گذشته وارد کنیم و توجه صرف به علم محض ارزشی که ندارد هیچ باعث انحطاط هم می شود .

نعمت اله میرزایی دبیر هنر مدرسه راهنمایی شاهد سید جلال طبیبیان شهرضا

اسفند 139

مقدمه

حیات طیبه و لقای خداوند هر دو با ایمان و عمل صالح بدستمی  آیدوحیات طیبه در پرتو ایمان به  خدای تعالی و از طریق ولایت اهل بیت عصمت و طهارت ( ع ) تحقق می یابدو مدارس ما باید بیش از گذشته به این موارد اهمیت دهند.یعنی باید به انجا برسیم که علم ونورتقوی  را در دلهای انسانهای آینده بیش از گذشته وارد کنیم و توجه صرف به علم محض ارزشی که ندارد هیچ باعث انحطاط هم می شود . فصل سوم سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مدرسه را در افق سال 1404 جلوه ای از تحقق مراتب حیات طیبه و کانون عرضه ی خدمات و فرصت های تعلیم و تربیتی می داند.سند راهبردی تحول بنیادین نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ،مصداق بارزی از حرکت آموزش و پرورش به سمت یک جایگاه ثابت، ویژه و ارزشمند است.

اموزش و پرورش، کلید فتح آینده است و از دیر باز انتظار از آموزش و پرورش آن بوده که انسان های فردا را تربیت کند و نسل امروز را برای زندگی در جامعه ی فردا آماده سازد. بنابراین ضرورت دارد برنامه ریزان و سیاست گذاران آموزشی، معلمان و مسوولان آموزش و پرورش، الزامات و مقتضیات زندگی فردا را بشناسند تا بتوانند دانش و بینش لازم را در کودکان و جوانان برای فعالیت در جامعه فردا پرورش دهند . در راستای این سیاست، شناسایی ویژگی های آموزش و پرورش کارآ و اثر بخش از اهمیت خاصی برخوردار است.

وبنابراین مدرسه  رفیع ترین جایگاه تعلیم و تربیت است و مدیران مدارس باید با برنامه‌ریزی‌ دقیق در جهت تحقق اهداف آموزش وپرورش مانند ؛ افزایش جذابیت آموزش‌های قرآنی ، توسعه فرهنگ قرآن در بین دانش آموزان و ایجاد تنوع و انعطاف درفرصت‌های آموزشی و پرورشی گام بردارند.

واز همه بارزتر نقش معلم است  که ساختار فرهنگی، تشکیل گروه‌های کاری، فراهم سازی شرایط برای ارتقای کیفیت آموزشی و ایجاد انگیزه برای مشارکت درمدارس  و کلید رسیدن به سعادت در دست او است .

 

 

 

 

 

                                                              

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوأُنثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ

حَیَاةً طَیِّبَةً

وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم

بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ

 

 

هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد قطعاً او را با زندگی پاکیزه‌ای

حیات [حقیقی] بخشیم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد(نحل/97)

حیات طیبه در دنیاست  برای مومنان

خداوند در قرآن سلامتی واقعی را سلامت معنوی می‌داند چرا که روح ما تا ابد حیات جاودانه داردخداوند به مؤمنان نیکوکار وعده داده است که در عین اینکه مانند دیگر مردم زنده و دارای حیات مادی هستند ،زندگی جدید و پاکیزه‌ای به آن‌ها می‌بخشد .نورانیت و بصیرتی که توانایی تشخیص حق و باطل را به آن‌ها می‌دهد .به همین سبب ،مؤمنان با دل و جان از دنیای مادی ،با همه زینت‌ها و جاذبه‌هایش دل می‌کنند و خود را به خدا پیوند می‌دهند .این پیوند حیات طیبه است چرا که ایشان خود را به وجودی پیوند داده‌اند که ذره‌ای نقص در او راه ندارد و در آن حال ، انسان چنان عزت و عظمتی در خود می‌یابد که وصف شدنی نیست زیرا به حیاتی دست یافته که مرگ و رنج و درد و بدبختی در آن راه ندارد .

در نظر مادیون حیات و مرگ ظاهری با به دنیا آمدن فرد شروع می‌شود و با مرگ انسان همه چیز پایان می‌یابد اما در فرهنگ قرآنی و در حقیقت و باطن این دنیا حیات واقعی ،حیات معنوی است .چه بسا افرادی زنده هستند ولی در واقع مردگانی بیش نیسنتد که حیات نباتی یا حیوانی دارند .زندگانی که روحشان مرده است و هیچ رشد و تکامل روحی ندارند ،سنگدلانی که تمام زندگی را در خوردن و خوابیدن و شهوترانی می‌دانند به این حالت مرگ معنوی می‌گویند در سوره نمل خداوند مردگان معنوی را معرفی می‌کند

 

البته تو مردگان را شنوا نمی‌گردانی و این ندا را به کران چون پشت بگردانند نمی‌توانی بشنوانی نمل/80

مدرسه در افق سال 1404 جلوه ای از مراتب حیات طیبه

 

مدرسه در افق سال 1404 جلوه ای از مراتب حیات طیبه و کانون عرضه خدمات فرصت تعلیم و تربیت است. فصل سوم سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مدرسه را در افق سال 1404 جلوه ای از تحقق مراتب حیات طیبه و کانون عرضه ی خدمات و فرصت های تعلیم و تربیتی می داند.سند راهبردی تحول بنیادین نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ،مصداق بارزی از حرکت آموزش و پرورش به سمت یک جایگاه ثابت، ویژه و ارزشمند است.در فصل سوم سند تحول بنیادین که به چشم انداز برنامه ها اشاره شده آمده است: نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی در افق 1404 ، با اتکا به قدرت لایزال الهی، مبتنی بر نظام معیار اسلامی، فرهنگ و تمدن اسلامی – ایرانی و قوام بخش آن ها و زمینه ساز جامعه جهانی عدل مهدوی و برخوردار از توانمندی های تربیتی ممتاز در تراز جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه، الهام بخش و دارای تعامل سازنده و موثر با نظام های تعلیم و تربیتی در سطح جهان، توانمند در زمینه سازی برای شکوفایی فطرت و استعدادها و شکل گیری هویت یکپارچه اسلامی، انقلابی – ایرانی و دانش آموزان با توجه به هویت اختصاصی آنان؛ کارآمد، اثربخش، یادگیرنده، عدالت محور و مشارکت جو، برخوردار از مربیان و مدیران مومن آراسته به فضائل اخلاق اسلامی عامل به عمل صالح، تعالی جو و تحول آفرین، انقلابی، آینده نگر، عاقل، متعهد، امین، بصیر، حق شناس هستند.

 

مدرسه در جمهوری اسلامی ایران  باید جلوه ای شود از مراتب حیات طیبه ودارای ویژگی های منحصر ازبقیه کشورها

 

برپایه ی این چشم انداز، مدرسه جلوه ای است از تحقق مراتب حیات طیبه، کانون عرضه ی خدمات و فرصت های تعلیم و تربیتی، زمینه ساز درک و اصلاح موقعیت توسط دانش آموزان و تکوین و تعالی پیوسته ی هویت آنان براساس نظام معیار اسلامی، در چارچوب فلسفه و رهنامه ی نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران که دارای ویژگی های زیر است:


• تجلی بخش فرهنگ غنی اسلامی، انقلابی در روابط و مناسبات با خالق، جهان خلقت، خود و دیگران «به ویژه تکلیف گرایی، مسوولیت پذیری، کرامت نفس، امانتداری، خودباوری، کارآمدی، کارآفرینی، پرهیز از اسراف و وابستگی به دنیا، همدلی، احترام، اعتماد، وقت شناسی، نظم، جدیت، ایثارگری، قانون گرایی، نقادی و نوآوری، استکبارستیزی، دفاع از محرومان و مستضعفان و ارزش های انقلاب اسلامی»


• نقطه اتکای دولت و ملت در رشد، تعالی و پیشرفت کشور و کانون تربیت محله.


• برخوردار از قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی در حوزه های عملیاتی در چارچوب سیاست های محلی، منطقه ای و ملی.
• نقش آفرین در انتخاب آگاهانه، عقلانی، مسوولانه و اختیاری فرآیند زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی دانش آموزان براساس نظام معیار اسلامی.


• دارای ظرفیت پذیرش تفاوت های فردی، کشف و هدایت استعدادهای متنوع فطری و پاسخ گویی به نیازها، علایق و رغبت دانش آموزان در راستای مصالح و چارچوب نظام معیار اسلامی.


• یادگیرنده، کمال جو، خواستار تعالی مستمر فرصت های تربیتی، تسهیل کننده ی هدایت، یادگیری و تدارک بیننده ی خودجوش ظرفیت های جدید در خدمت تعلیم و تربیت.


• خود ارزیاب، مسئول و پاسخگو نسبت به نظارت و ارزیابی بیرونی.


• تأمین کننده ی نیازهای فردی و اجتماعی و محیط اخلاقی، علمی، امن، سالم، با نشاط، مهرورز و برخوردار از هویت جمعی.
• برخوردار از مربیان دارای فضائل اخلاقی و شایستگی های حرفه ای با هویت یکپارچه توحیدی براساس نظام معیار اسلامی.
• مبتنی بر رویکرد مدیریتی نقدپذیر، مشارکت جو.


• متکی بر ارکان تعلیم و تربیت و بهره مند از ظرفیت عوامل سهیم و موثر و مبتنی بر مشارکت ذی نفعان با تأکید بر مربیان، دانش آموزان و خانواده.


• برخوردار از بهره فناوری آموزشی در سطح معیار؛ با توجه به طیف منابع و رسانه های یادگیری (شبکه ملی اطلاعات و ارتباطات).


• دارای ظرفیت تصمیم سازی برای نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی .


• دارای تعامل اثر بخش با مساجد و دیگر نهادها، مراکز مذهبی و کانون های محلی نظیر فرهنگ سرا، کتابخانه های عمومی و برخوردار از ارتباط مستمر و موثر با عالمان دینی، صاحبنظران و متخصصان .

• دارای پیوند موثر با موضوعات و مسائل جامعه در مقیاس محلی، منطقه ای و ملی با حضور فعال در حیات اجتماعی.

ودر یک کلام مدرسه باید اثربخش، یادگیرنده، عدالت‌محور، کمال‌جو و در یک عبارت کانون تربیت محله باشد

 

 وبنابراین مدرسه  رفیع ترین جایگاه تعلیم و تربیت است و مدیران مدارس باید با برنامه‌ریزی‌ دقیق در جهت تحقق اهداف آموزش وپرورش مانند ؛ افزایش جذابیت آموزش‌های قرآنی ، توسعه فرهنگ قرآن در بین دانش آموزان و ایجاد تنوع و انعطاف درفرصت‌های آموزشی و پرورشی گام بردارند.

واز همه بارزتر نقش معلم است  که ساختار فرهنگی، تشکیل گروه‌های کاری، فراهم سازی شرایط برای ارتقای کیفیت آموزشی و ایجاد انگیزه برای مشارکت درمدارس  و کلید رسیدن به سعادت در دست او است ،

 

اموزش و پرورش، کلید فتح آینده است و از دیر باز انتظار از آموزش و پرورش آن بوده که انسان های فردا را تربیت کند و نسل امروز را برای زندگی در جامعه ی فردا آماده سازد. بنابراین ضرورت دارد برنامه ریزان و سیاست گذاران آموزشی، معلمان و مسوولان آموزش و پرورش، الزامات و مقتضیات زندگی فردا را بشناسند تا بتوانند دانش و بینش لازم را در کودکان و جوانان برای فعالیت در جامعه فردا پرورش دهند . در راستای این سیاست، شناسایی ویژگی های آموزش و پرورش کارآ و اثر بخش از اهمیت خاصی برخوردار است.

 

 

توجه به امکانات علمی روز در مدارس

 

 یکی ازویژگی های آموزش و پرورش باید آماده کردن دانش آموزان برای زندگی در آینده باشد.دردنیای تعلیم وتربیت کار ما تربیت انسانها برای زندگی درآینده است بنابراین باید روح حاکم بر برنامه ریزی مدرسه آینده پژوهانه باشد.به عنوان مثال اگر تصویر زندگی آینده یک زندگی فناورانه است یعنی کارت سوخت،فعالیت بانکی،خرید و...هوشمند می شود فهم چگونگی استفاده ازاین کارت یک مهارت است واگر کسی نتواند با این کارت زندگی کند،زندگی روزمره اش مختل می شود.در حقیقت یک مدرسه موفق مدرسه ای است که یک نگاه به آینده دارد وبا تصویری که از آینده دارد امروز برنامه ریزی می کند.

کتاب های درسی بایستی در راستای حل مشکلات زندگی باشند، دانش آموزان حد اقل در طول تحصیلات مدرسه ای هفت سال درس اجتماعی می خوانند (از سال سوم ابتدایی تا اول دبیرستان ) در این سال ها دانش آموزان به راحتی می توانند مسائل مربوط به زندگی در آینده را یاد بگیرند.مثلا یکی از مسائلی که لازمه ی زندگی اجتماعی است شرکت در آیین نامه ی رانندگی است.آموزش و پرورش می تواند تمهیداتی فراهم آورد که دانش آموزان علائم رانندگی را در کلاس های درس اجتماعی یاد بگیرند چرا که آن چه در کلاس آموخته می شود ، ماندگاری اش در ذهن بیشتر از آن خواهد بود که افراد در طول مدت یک ماه در آموزشگاه های رانندگی یاد می گیرند. برای این منظور می توان علایم رانندگی را در کتاب های اجتماعی گنجاند ،وقتی دانش آموز سوم راهنمایی را با موفقیت تمام کرد بتواند بدون نیاز به امتحان آئین نامه در آزمون عملی شرکت بکند.

اندیشه های دانشمندان بزرگ در حوزه آ موزش و پرورش، مانند«جان لاک»(۱۶۳۱-۱۷۰۴ میلادی)،«ژان ژاک روسو »(۱۷۱۲- ۱۷۷۸ میلادی)،«جان دیویی »(۱۸۵۹- ۱۹۵۱ میلادی)، و... گواه این واقعیت است که یکی از اهداف جدی سیستم های گوناگون آموزش و پرورش در جهان،«یادگیری برای زندگی »و تأکید بر اهمیت آموختن مهارتهای زندگی و جنبه های فرهنگی- تربیتی دانش آموزان است. بدیهی است به دلیل تفاوتهای آشکار که در مبانی فلسفه نظری، شرایط اجتماعی، ارزش ها، باورها ، عادتها، نحوه زندگی، اقتصاد و... در جوامع گوناگون، در ترسیم محتوا و شیوه تحقق اهداف، اختلافهای فراوانی وجود داشته باشد. اما نقطه مشترک، تأکید همگان بر اهمیت«ایجاد ارتباط بین برنامه آموزش و پرورش با واقعیت های زندگی دانش آموزان» است.

 دراخر نتیجه گیری از تایپینگ (اقای لشگری)ایجاد شده بنظر من یک جمله میتونه باشه:
یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش باید کاربست آموخته ها در متن زندگی باشد.

آثار حیات طیّبه وتوجه  به قرآن و اهل بیت در مدارس

شهود و لقای الهی برترین ثمره ی حیات طیبه است که اولیای خدا در عالم عند الله از آن بر خوردارند : (فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا )[1] پس کسی که مشتاق و امید وار دیدن پروردگار است باید عمل شایسته اندجام دهد و در بندگی پروردگار شرک نورزد . در این آیه شریفه دیدار و شهود خداوند در گرد عمل صالح و نفی شرک ( ایمان ) معرفی شده و حیات طیبه نیز در گرو این دو است .

بنابر این حیات طیبه و لقای خداوند هر دو با ایمان و عمل صالح بدست آمده و ملازمند و چون حیات منشا و سبب حسّی و حرکت در موجود زنده است . حیات طیبه نیز سبب شهود حق تعالی و سیر در تجلّیات انوار و اسماء اوست . قلب گشوده و گسترده و روح بلند اهل حیات طیبه که به باطن عالم راه یافته در برابر انوار الهی گشوده و همچون سنگ سخت و بسته و بی جان نیست که خداوند به پیمامبر فرمود : (فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى )[2] بلكه حقيقتاَ از دل برخوردار بوده حق شنوا و انذار پذیر است :

 (لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا )[3] تا هشدار پذیرد کسی که زنده است .

بنابر این مراتب پائین تر شهود حق جذبه ای پدید می آورد که مومنان را زنده کرده به شهود هر چه کامل تر او می رساند .

 

اولیای خدا با همین دل صاف و گشوده به باطن عالم و حیات طیبه می رسند و اسرار پنهان را می بینند و می شنوند : (لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ )[4] ىرك حقايق برای کسی است که قلب وار و گوشی شنوا به او داده شده است و او بیناست .

گرچه ظواهر اعمال و حرکات و سکنات آنها شبیه دیگران است ، اما آنان شعور و اراده ای فوق دیگران دارند و در وجودشان ، سرچشمع دیگری برای این اراده و شعور هست که همان حیات پاک انسانی است . چنین افرادی علاوه بر حیات نباتی و حیوانی ، حیات دیگری دارند که مردم کافر فاقد آن هستند و آن حیات پاک انسانی است .

از دیگران آثار حیات طیبه شادی و آرامش درونی است که قرآن کریم در توصیف اولیای خدا واهل حیات طیبه فرمود (أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ )[5] آگاه باشید که اولیای خدا از هم بیم و اندوهی سلامت و آسوده اند ، کسانی که ایمان آورده و پرهیزگار بوده اند . در آیه شریفه دیگری می فرماید : (مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ )[6] کسی که به خدا و روز قیامت ایمان آورد و کارهای شایسته انجام دهد ف هیچ هراس و اندوهی ندارد .

ترس از چیزی است که ممکن است پیش بیاید و سعادت و خوشی را تبا سازد . همچنین غم و اندوه از حادثه ای ست که پیش آمده و سعادت و سرور انسان را از بین برده است . . . پس ترس زمانی کاملاً بر طرف می شود که آنچه داریم در معرض نابودی قرار نگیرد و حزن و اندوه هنگامی مطلقاً رفع می شود که انسان از همه نعمت ها و کام یابی کامل برخوردار باشد و خلل و خدشه ای بر آن وارد نشود و این خلود سعادت برای انسان و خلود و جاودانگی انسان در سعادت است .

وقتی قلب انسان از قید و بندهای غیر حق آزد گردد و بانور و معرفت حق لبریز شود و به نزد پروردگار کریم بازیافته و در عالم عندّیت به فوز و فلاح زندگی برتر و پایدار تر رسیده است .

علامه طباطبایی نوشته اند : « خدای سبحان در کلام مجید خود ، به انسان های الهی حیات جاویدی نسبت داده که با مردن سپری نمی شود و پس از مرگ درتحت ولایت خدا محفوظ است . در آن زندگی ، سختی و فرسودگی نیست ، ذّلت و شقاوت وجود ندارد و صاحبان آن زندگی در محبت پروردگار و خرسند از تقّرب درگاه او هستند و جز با سعادت روبه رو نمی شوند و در امنیت و سلامت و شناط و لذتی به سر می برند که با هیچ ترس و خطری نابودی آمیخته نیست . چیز هایی را می بینند و می شنود که دیگران از آن محرومند و تحمل و اراده شان به جای رسیده که دیگران دست از آن کوتاه داشته اند .[7]

بدین سان از جمله آثار حیات طیبه افزون بر شادی و آرامش شعور و بینش برتری است که باطن عالم و ملکوت زمین و آسمان ها را برای مومنان بلند مرتبه آشکار و ظاهر ساخته است این توان و بصیرت شهودی از نور خداست که بر قلب آنان تابیده شده و آن را عمیق و وسیع نموده در نتیجه از ظلمت ظاهر به نور باطن رسیده و حیاتی دیگر یافته اند : (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ )[8] ای کسانی که ایمان آورده اید تقوا پیشه کنید و به پیامبران ایمان آورید تا دو بهره از رحمت را در یابید و برای شما نوری قارر دهد که با آن راه بروید .

در این آیه اسرار بسیاری نهفته است ، زیرا به مومنان می فرماید که ایمان بیاورید و معلوم است که ر اینجا منظور مراتب برتر ایمان است چون در غیر این صورت امر به ایمان آوردن مجددّ تحصیل حاصل و بیهوده خواهد بود و خداوندگار حکیم امر بیهوده صادر نیمی فرماید . با این حال شرط رسیدن  و راه وصول به مراتب بالاتر ایمان ، تقوا و عمل صالح است . سپس فرمود : اگر پا به راه ایمان و تقوا نیهید ف دو بهره به شما داده می شود  . این دو بهره که از رحمت خداست ، شاید یکی شهود اولیه و جذبه آور است که ثمره ایمان بوده و دیگران شهادت که ثمره مجاهده با نفس و تقوا است . و این دو مقدمه نوری است که خدا برای مومنان قرار می دهد که همان حیات طیبه است و اینکه فرمود : تا با این نور راه بروید ، راه رفتن را به عنوان نماد همه حرکات و زندگی عادی شان از عمق ویژه ای بر خوردار است ، در حالی که زندگی عادی دارند . از نور و حیات مهصوصی بهره مند ند و با آن نور راه می روند و هر کاری را انجام می دهند ، پیش از هر چیز ، خدا را می بیننند و غیر از رضای او انگیزه اندیشه ای ندارد .


حیات طیبه در پرتو ولایت خدای تعالی و از طریق ولایت اهل بیت عصمت و طهارت ( ع ) تحقق می یابد و جز از طریق آنها که معدن علم و منزل نور و مهبط وحی الهی اند ، نمی توان به سرچشمه حیات طیّبه و محضر الهی باز یافت . آنها نشانه های راه و بلکه خود راه و از این فراتر عین عندالله و کامل ترین درجات نزد خدای تعالی هستند و . . . معرفت آنها کمال معرفت حق تعلی است .

تربیت انسانهای صبور در مدارس و جامعه سالم

(مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ )[9]

آنچه نزد شما نابود می شود و آنچه نزد خداست پایدار می ماند بدون شک کسانی که صبر ورزیدند به نیکو تر از عملشان پاداش می دهیم .

برای حضور در عالم عندالله و تحقق حیات طیبه باید عوامل درونی وابستگی به حیات دنیا را از بین برد و لازمه ی این توفیق صوبر و استقامت بر عهد عبودیت دنیا را از بین برد و لازمه این توفیق صبر استقامت بر عهد عبودیت است که موجب آزاد شدن دل از قید و بند دنیا می گردد و پیش از فرارسیدن مرگ طبیعی شهادت معنوی و حیات طیّبه نصیب بنده بردبار و مجاهد فی سبیل الله می گردد . به این منظور حضرت علی ( ع ) فرموده اند : « اَخرِجو امِن الدُّنیا قلوبَکم قَبل اِن تُخرَج مِنها ابدانُکُم »[10] دلهایتان را از دنیا خارج کنید پیش از آنکه بدن ها یتان بیرون برده شود .

و رسول الله ( ص ) فرمود : ( موتو قَبلَ اَن تَموتوا )[11] بمیرید پیش از آنکه بمیرید . و نیز فرمود : ( بموت النفس یکونُ حیاةُ القلب )[12] با مرگ نفس حیات قلب تحقق می پذیرد .

این مرگ یا شهادت معنوی زمینه و مقدّمه حیاتی برتر و پاکیزه است . اولیای خدا با زدودن غبار کدورت ها و تیرگی ها از جان و دل قلب و روح خویش را از حیات دنیایی میرانده و از عالم دنیا خارج کرده و به درک عالم نور و نصرت و رحمت و سلامت و نامتناهی و ماندگار عندالله رسیده اند و خداوند اسما و صفات خود را در آنها متجلّی می سازد . به راستی کجا مبارزه و تسلّط بر نفس حقیر انسانی چنین پاداش عظیمی دارد ؟ هم از این رو فرمود : ( وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ )[13] و قطعاً جزا میدهیم کسانی را که صبر کردند با پاداشی نیکوتر از آنچه عمل کردند .

 علم : یکی از برترین شاخص خای حیات طیبه ویژگی زنده شدگان به حیات طیبه علم و جامعه سالم است

علم ، در ادبیات قرآن یعنی شناخت خدا و آیات و آثار او  و قرآن کریم تمام علم را نزد خدا می داند :

 (  إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ 14 ) علم فقط نزد خداست و هر کس که به علم حقیقی می رسد بهره ای عندالهی یافته و به عالم « عندیت » راه پیدا کرده است .  (وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا) و از نزد خود به او علمی آموختیم .

بنابر این یکی از برترین شاخص خای حیات طیبه ویژگی زنده شدگان به حیات طیبه علم است . اهل بیت رسول الله ( ع معدن و منبع این علم و سرآمد اهل حیات طیبه هستند .

امام باقر ( ع ) فرمودند : ( و الله اِنّا لَخُزّان اللهِ فی سَمائه و ارضِه ، لا علی ذهَبَ لا علی فضةِ الا عَلی عِلمِه [14][) به خدا سوگند که ما خزانه داران خدا در آسمان و زمینش هستیم ، نه خزانه داری بر طلا و نقره ، بلکه خزانه علم او .

 

 

نور و هدایت یکی دیگراز  برترین شاخص های حیات طیبه و  ویژگی زنده شدگان به حیات طیبه و جامعه سالم

 

کسانی به عالم عندالله راه پیدا می کنند که دل و جان خود را صاف کرده و از همه تعلّقات ویژگی ها رها ساخته و آئینه گون شدن اند . چنین کسانی را خداوند به حضور خود پذیرفته ، توفیق درک عالم عندیت و زندگی در آن را به آنها می دهد . (وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ [15]) کسانی که به خداوند و رسولش ایمان آوردند آنها اهل راستی و گواهان نزد پروردگارند که پاداش و نورشان برای آنهاست .

اینها کسانی هستند که خدا را با تمام وجود درک کرده و آینه دار نور و نام او شده اند ؛ و در میان مردم با این نور حرکت کرده و مایه ی هدایت خلق هستند ، ( َوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا [16] ) ایا کسی که مرده بود پس او را زنده کردیم و برایش نوری قرار دادیم که با آن میان مردم حرکت کند ، مثل کسی است که در تاریکی ها وامانده و راه گریزی ندارد ؟

هرکه از راه یافتگان به عالم عندالله به اندازه درک حضور حق تعالی نور او را دریافته و باز تابیده و عالم را به نور او فروغ و روشنی بخشیداند .

ابوخالدکابلی می گوید : از امام محمد باقر ( ع ) درباره این آیه پرسیدم که می فرماید (فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا [17][) پس ایمان آورید به خدا و فرستاده اش و نوری که همراه او فروآمد . امام پاسخ فرمود : ( یاخالد النّور واللهِ المائمةُ مِن آل محمّد ( ص ) الی یوم القیامة ، و هُم واللهِ نورُ الله الّذی انزلُ و هُم ، والله ، نور الله فی السماواتی و الارض وَالله ، یا اباخالِد ، لَنور الاِمام فی قلوبِ المؤمنینَ انورُ من الشَمس المُضیئةِ بالنّهار ، و هُم ، والله ، ینّورون قُلوب المؤمنین  و یَجبُ الله – عَزّوجل – نورهُم عمّن یشاء – فَتظلم قُلوبهم . . .  . )[18] ای ابوخالد ، نور ، به خدا قسم – امامان از خاندان پیامبر ( ع ) تا روز قیامت اند و به خدا قسم ، آنها نور خدایند که نازل شده است و به خدا سوگند ، آنها نور خدا در آسمان ها و زمین هستند و به خدا سوگند ، ای ابوخالد ، نور امام در قلوب مؤمنان روشن تر از روشنایی خورشید در روز است ..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

مدرسه در جمهوری اسلامی ایران  باید جلوه ای شود از مراتب حیات طیبه ودارای ویژگی های منحصر ازبقیه کشورها برپایه ی این چشم انداز، مدرسه جلوه ای است از تحقق مراتب حیات طیبه، کانون عرضه ی خدمات و فرصت های تعلیم و تربیتی، زمینه ساز درک و اصلاح موقعیت توسط دانش آموزان و تکوین و تعالی پیوسته ی هویت آنان براساس نظام معیار اسلامی، در چارچوب فلسفه و رهنامه ی نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران که دارای ویژگی های زیر است:


• تجلی بخش فرهنگ غنی اسلامی، انقلابی در روابط و مناسبات با خالق، جهان خلقت، خود و دیگران «به ویژه تکلیف گرایی، مسوولیت پذیری، کرامت نفس، امانتداری، خودباوری، کارآمدی، کارآفرینی، پرهیز از اسراف و وابستگی به دنیا، همدلی، احترام، اعتماد، وقت شناسی، نظم، جدیت، ایثارگری، قانون گرایی، نقادی و نوآوری، استکبارستیزی، دفاع از محرومان و مستضعفان و ارزش های انقلاب اسلامی»


• نقطه اتکای دولت و ملت در رشد، تعالی و پیشرفت کشور و کانون تربیت محله.


• برخوردار از قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی در حوزه های عملیاتی در چارچوب سیاست های محلی، منطقه ای و ملی.
• نقش آفرین در انتخاب آگاهانه، عقلانی، مسوولانه و اختیاری فرآیند زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی دانش آموزان براساس نظام معیار اسلامی.


• دارای ظرفیت پذیرش تفاوت های فردی، کشف و هدایت استعدادهای متنوع فطری و پاسخ گویی به نیازها، علایق و رغبت دانش آموزان در راستای مصالح و چارچوب نظام معیار اسلامی.

حیات طیبه در پرتو ولایت خدای تعالی و از طریق ولایت اهل بیت عصمت و طهارت ( ع ) تحقق می یابد و جز از طریق آنها که معدن علم و منزل نور و مهبط وحی الهی اند ، نمی توان به سرچشمه حیات طیّبه و محضر الهی باز یافت . آنها نشانه های راه و بلکه خود راه و از این فراتر عین عندالله و کامل ترین درجات نزد خدای تعالی هستند و . . . معرفت آنها کمال معرفت حق تعلی است .

 

نعمت اله میرزایی دبیر هنر مدرسه راهنمایی شاهد سید جلال طبیبیان شهرضا

اسفند 1390

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

 

 

قرآن کریم ؛ترجمه آیه الله ناصر مکارم شیرازی ناشر دارالقرآن الکریم :دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی »تهران 1376

انصاری ( شیخ ) عبدالله ؛ کشف اللسرار و عده الابرار ، ابو الفضل رشید الدین میبدی ، تهران  ؛ تابان 1339

تهرانی ؛ جواد آیین  زندگی و درس های اخلاق ، قم – انتشارات در راه حق ؛ 1351

سبحانی جعفر ، سیمای اسلام ؛ دار التبلیغ ؛ تهران 1348

طباطبایی ( علامه ) سید محمد حسین . تفسیر المیزان؛ ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی و.... بنیاد علمی و فکری علامه طباطبا یی ، 1363

مجلسی ، بحا النوار ؛ جلد 11 ،مترجم سید ابوالحسن موسوی همدانی ، ناشر کتابخانه مسجد ولی عصر ( عج ) نشر محمد تهران 1364



1  کهف : 110

2 - روم : 52

3 - یس : 70

4 - ق : 37

5 - یونس : 62 – 63

6 - مائده : 69

7- سید محمد حسین طباطبایی ، پثین چ 7 – ص 348

8 - حدید : 28

9 - نحل : 96

10 - نه البلاغه – خ 203

11 - محمد باقر مجلسی پشین ج 4 ص 317

12 - همان ج ص 391

13] - نحل : 96

14- محمد بن یعقوب کلینی ، اصول کافی ج 1 ، ص 192 ، ح 2

15 - حدید : 19

16 - انعام : 122

17 - تغابن : 8

18 - همان جلد 1 ، ص 194 ح 1

[ سه شنبه 12 شهریور1392 ] [ 16:40 ] [ میرزایی ]

[ ]

مقدمه:

هنر و زيبايي‌شناسي از منظرهاي گوناگوني قابل بحث و تدقيق است. مفهوم اين واژه در هر يک از حوزه‌هاي معرفت‌شناسانه، علوم عقلي و علوم نظري، علوم قديم و علوم جديد،‌ معنايي قابل تفکيک خواهد داشت. اما آن‌چه در اين ديدگاه قابل طرح و حائز اهميت است، بررسي مقوله زيبايي‌شناسي به مفهوم ذاتي (يا فلسفي) آن است. نظر اين‌جانب و آن‌چه در اين باب نگاشته يا گفته شده آن است که نقطه غائي و نهايي و فصل مشترک شناخت زيبايي و مفهوم هنر همان فطرت هر انسان است. تلقي افراد از زيبايي کاملاً با سرشت و فطرت انسان‌ها هم‌سان و هماهنگ است. لذا مي‌توان اين واژه زيبا، ساده و در عين حال پيچيده را واحد قلمداد كرد. از آن‌جا که فطرت انسان‌ها فطرتي پاک، الهي و خداجو و حقيقت‌خواه است، ناخودآگاه مفهوم زيبايي با خداوند متعال گره مي‌خورَد و تمامي زيبايي‌ها در ذات اقدس باري‌تعالي مجتمع خواهد شد. لذا اين بحث به‌نوعي با الوهيت پيوند خواهد داشت و مفهومي است ابدي و ازلي که همه موجودات را تحت تأثير زيبايي قرار داده است. اين نوع از زيبايي، زيبايي مطلق است که همگان بر آن متفق‌اند، يعني زيبايي يکتا و يگانه زيبا که هيچ جمالي فراتر از او نيست. از سوي ديگر، هنر وسيله‌اي براي رسيدن به حالتي از شور و شوق است. به همين دليل برخي معتقدند که به‌هرحال، هنر به زندگي‌کردن ارزش مي‌دهد. لذا منشأ دين و هنر يگانه است. در ادوار مختلف و در جوامع انساني هر گاه دين در جامعه حاکم شده است، آثار هنري نيز تعالي يافته و هدف‌مند و جهت‌دار شده است. در جهان اسلام رابطه دين و هنر بيش‌تر در آثار عرفاني نمود يافته اما متأسفانه کم‌تر به فلسفه هنر و زيبايي‌شناسي توجّه شده است.

«استاد شهيد مرتضي مطهري» از جمله عالِمان ديني است که در اين خصوص به بحث‌هاي فلسفي نشسته و در لابه‌لاي آثارش به اين موضوع توجّه كرده و نکات ارزنده‌اي را ارائه داده است. او آگاهانه و با شناخت کامل از زمانه و عصر خويش، شناخت زيبايي جهت‌دار را توصيه كرده و مي‌فرمايد: «انسان اگر بخواهد انسان باشد و به خصلت‌هاي انساني برسد بايد احساس زيبايي را در خود تقويت کند.»1

ايشان در جاي ديگري در بحث انسان در قرآن مي‌گويد:

«يکي از ابعاد معنوي انسان را علاقه به جمال و زيبايي تشکيل مي‌دهد. انسان، جمال و زيبايي را در همه شؤون زندگي دخالت مي‌دهد. جامه مي‌پوشد براي سرما و گرما به همان اندازه هم به زيبايي خانه توجّه دارد. حتي سفره‌اي که براي غذا خوردن پهن مي‌کند و ظرفي که در آن غذا مي‌ريزد و حتي ترتيب چيدن غذا در ظرف‌ها، همه روي اصول زيبايي است. انسان دوست دارد قيافه‌اش زيبا باشد، جامه‌اش زيبا باشد، خطش زيبا باشد، خيابان و شهرش زيبا باشد، منظر جلوي چشمش زيبا باشد و خلاصه مي‌خواهد هاله‌اي از زيبايي تمام زندگي‌اش را فراگيرد.2»

البته قابل ذکر است که بحث‌هاي مربوط به فلسفه هنر پس از انقلاب اسلامي، در ايران ظهور و رواج يافت. «استاد مطهري» در مجموعه بيانات و نوشته‌هايش به بحث‌هايي نظير چيستي زيبايي، تنوع زيبايي، رابطه زيبايي و اخلاق، نسبيت زيبايي و رابطه زيبايي و دانش پرداخته و در برخي موارد به هنر ايراني و هنر اسلامي نيز اهميت داده که سعي شده است هر يک از موارد فوق‌الذکر را بررسي و بيان كنيم.

1- چيستي زيبايي

زيبايي چيست؟ چه چيزهايي زيبا هستند؟ چه چيزهايي را زيبا مي‌دانيم؟ چه آواها، آوازها، تصويرها، خواب‌ها و... را زيبا مي‌ناميم؟ اين يکي از بحث‌هاي اساسي فلسفه هنر است. ولي چون هنر هميشه متأثر از نظريه‌هاي گوناگون فلسفي و عرفاني است، تعريف دقيق آن با توجه به اين اختلاف ديدگاه‌ها ممکن نبوده است و هر تعريفي که ارائه شود، از جنبه خاصي بيان شده است. لذا بايستي به‌دنبال معناي ذاتي اين مفهوم باشيم تا ماندگار شود. بسياري متفکران تلاش کرده‌اند که زيبايي و ارزش‌هاي زيبايي‌شناختي را در قالب اصولي جهان‌پذير بيان کنند.

اما معمولاً کوشش آن‌ها به نتيجه نرسيده است. دشواري تعريف «زيبايي» نيز از آن‌جا ناشي مي‌شود که داراي ويژگي خاصي نبوده و تابع سليقه‌ها بوده و معيارهاي تشخيص آن بسيار متنوع و گوناگون است. به‌منظور ارائه يک تعريف جامع از هنر، شهيدمطهري «فهم و شناخت حقيقت و ذات زيبايي» را به‌عنوان قدر جامع همه هنرها که ذاتي آن‌ها است، لازم مي‌داند.

اين استاد فرزانه در اين زمينه مي‌گويد:«هنر نوعي از زيبايي و گرايش است در روح انسان.»3 تعريفي که ناظر بر زيبايي‌گرايي روح انسان است و در رديف خلاقيت، فنائيت و عشق قرار دارد. زيرا انسان ذاتاً حقيقت‌جو، کما‌ل‌خواه و زيباگراست و اين در فطرت همه انسان‌ها از سوي خداوند متعال به وديعت نهاده شده است. ايشان يادآور مي‌شود که چيستي زيبايي مانند چيستي هنر بر کسي شناخته شده نيست و به‌سهولت نمي‌توان به تعريف آن دست يافت. زيرا از نظرگاه اين عالِمِ وارسته، نمي‌دانيم که جنس و فصل زيبايي کدام است و زيبايي داخل در چه مقوله‌اي است و به ‌قول فلاسفه داخل در مقوله کم است يا کيف؟ آيا جزو جوهر است يا عَرَض؟ حتي از نظر عيني، زيبايي مرکب از چيست؟ آيا داراي قاعده و فرمول خاصي است که در هر مقوله و قالبي که ريخته شود آن مقوله و قالب را زيبا خواهد کرد؟ مانند فرمول‌هاي شيمي و قواعد فيزيک و...

ايشان اظهار مي‌كند که:«اين‌ها پرسش‌هايي است که هنوز کسي به آن‌ها پاسخ نداده است.»4 به عقيده برخي، اصلاً اين سؤال‌ها جواب ندارد به اعتبار اين‌که در ميان حقايق عالَم، عالي‌ترين حقيقت، حقيقتي است که چيستي درباره او معني ندارد. بايد دانست که زيبايي، في حد ذاته از اين ويژگي برخوردار است و نمي‌توان آن را شناسايي کرد.5 برداشت استادمطهري از زيبايي موجب شده است که ايشان تعريف افلاطون را که از بعضي جنبه‌ها پايه‌گذار زيبايي‌شناسي فلسفي است، به نقد بکشد. در فلسفه افلاطون، زيبايي عبارت است از هماهنگي اجزا با کل مانند ساختماني که در و ديوار و سقف و ساير اجزاي آن با تناسب‌ خاصي ساخته شده باشد.6

ايشان در يکي از آثار خود به‌گونه‌اي به موضوع هماهنگي فوق اشاره كرده و گويا آن را پذيرفته است و اعلام مي‌كند:«با اين‌که جمال‌هاي حسي ناشي از تناسب است، يعني تناسب يک عامل اساسي در پيدايش زيبايي حسي است، تناسب در امور معنوي و روحي هم عامل جمال روحي است.»7 البته در جاي ديگر به اين مسأله اشکال مي‌كند و مي‌نويسد:«بر فرض که اين تعريف صحيح باشد، خودِ تناسب، نسبتي خاص است که نمي‌توان در زيبايي‌ها آن را بيان كرد.»8

البته اگر تناسب و هماهنگي اجزاء را در يک قالب و يا مفهوم در نظر بگيريم و به آن پاي‌بند باشيم، عموماً‌ بايستي مفهوم و قالب زيبايي را انتظار داشته باشيم. استاد گران‌قدر در يکي ديگر از آثار خود دليل تعريف‌ناپذيري زيبايي را ذوقي‌بودن آن مي‌داند و مي‌نويسد:«چون زيبايي را ذوق درک مي‌کند، قابل تعريف دقيق نيست مگر با توجّه به اصل غائيت. يعني هر قوه و استعدادي براي هدفي و غايتي ساخته شده و مجموع آن قوه‌ها نيز بر روي هم غايتي دارند.»9

2- نسبيت زيبايي

هم‌چنان‌که ادراک در افراد به لحاظ قابليت و استعدادها مختلف است، ادارک زيبايي نيز در افراد، گوناگون است. همگان از زيبا و زيبايي درک واحدي ندارند و اگر داشته باشند، نسبت آن‌ها يکسان نيست. ايشان در کتاب فلسفه اخلاق، اين مسأله را بررسي کرده و نسبي‌بودن آن غير ضروري است.10 و يادآور مي‌شود ضرورت ندارد تحقيق کنيم كه آيا زيبايي يک حقيقت مطلق است يا نسبي. به نظر ايشان زيبايي قابل مشاهده است و زيبايي غير قابل مشاهده مانند لذّتي است که احساس نشود.

از سخنان ايشان مشخص مي‌شود که قائل به عيني و ذهني‌بودن زيبايي هستند.11 يعني ممکن است پديده‌اي در نظر شخص ديگري فاقد زيبايي با سه مفهوم عشق، حرکت و پرستش مرتبط است و مي‌گويد:

«زيبايي، محصول عشق و حرکت، ناشي از جاذبة زيبايي است. زيبايي موجب حرکت و جنبش است. ايشان حتي حرکت جوهري را مولود زيبايي مي‌داند.»12 البته به نظر اين‌جانب اگر نسبيت را به فطرت، برگردانيم شايد موضوع از اين پيچيدگي خارج شود و قدري آسان‌تر جلوه کند. زيرا «کل مولود يولد علي‌ الفطره» و فطرت پاک قطعاً آن چيزي را که حقاً‌ و ذاتاً‌ زيباست، زيبا مي‌پندارد و مي‌بيند.

3-تنوع زيبايي

يکي از موضوعاتي که در آثار استادمطهري به چشم مي‌خورَد، موضوع تنوع زيبايي است. از نظر ايشان، زيبايي‌ منحصر به زيبايي‌اي که دو جنس مخالف از يکديگر درک مي‌کنند، نيست و مي‌گويد:«کسي که زيبايي را منحصراً در شهوت جنسي درک مي‌کند، در حقيقت زيبايي را درک نمي‌کند.»13

اين‌گونه زيبايي‌ها و جمال‌ها، اقناع‌کننده روح آدمي نيستند و آن‌چه از زيبايي مورد انتظار است دوام آن و ايجاد روحيه شوق و شعف و نهايتاً نزديکي به خداوند قادر متعال است. در طبيعت هزاران نوع زيبايي وجود دارد، جمادات، نباتات، حيوان‌ها، انسان‌ها، آسمان‌ها، درياها، گل‌ها، اين‌ها همه زيبا هستند و روح‌نواز. ايشان موضوع را به‌سمت کمال آدمي، هدايت مي‌كند و مي‌‌گويد: «بايد کاري کرد که مردم زيبايي‌هاي مکارم اخلاقي را درک کنند و افکارشان را به زيبايي در امور جنسي محدود نکنند.»14

آري زيبايي صداقت، ايثار، کمک به همنوع، خيرات و... زيبايي‌هايي هستند که کاملاً‌ مطابق فطرت انسان‌ها هستند و هيچ‌کس در زيبايي آن‌ها شک و شبهه‌اي به خود راه نمي‌دهد. ضمن اين‌که اين‌گونه زيبايي‌ها، هميشگي و با دوام هستند. اما زيبايي مربوط به انسان‌ها و جمال و صورت و امور جنسي، محدود به زمان خاصي است و پس از مدتي از بين خواهند رفت.

در يک تقسيم‌بندي کلي، شهيدمطهري، زيبايي را به دو بخش حسي و معنوي تقسيم مي‌کند.15 از ديدگاه و منظر ايشان، زيبايي گل‌ها، درخت‌ها، جنگل‌ها، کوه‌ها، سپيده‌دم، طلوع آفتاب (زيبايي‌هاي طبيعي) در شمار زيبايي‌هاي محسوس‌اند که بيش‌تر مردم آن‌ها را مي‌بينند و درک مي‌کنند و از مشاهده آن‌ها لذّت مي‌برند.

اين پديده‌هاي زيباي محسوس، لذّت خاصي را در انسان پديد مي‌آورند و هر چند به‌صورت موقت و گذرا، احساس خوبي را به بيننده منتقل مي‌كنند. اين زيبايي حسي به سمعي و بصري تقسيم مي‌شود. زيبايي گل و غنچه و... زيبايي حسي بصري است و زيبايي آهنگ پرندگان و نواي دل‌بخش رودها و درياها از نوع زيبايي حسي سمعي است.16 هر چند در فلسفه هنر افلاطون وقتي زيبايي در مرتبه حس پديدار مي‌شود (aesthetics) خوانده مي‌شود (مرتبه‌اي که هنر غرب در آن ظهور يافته است)، او تنزل هنر تا مرتبه حس را ناپسند مي‌داند.

همان‌گونه که قبلاً اشاره شد در کنار زيبايي‌هاي محسوس و حسي، يک سلسله زيبايي‌هاي غير محسوس و معنوي هم وجود دارد، مثل زيبايي‌هايي که به قوه خيال انسان مربوط است و به‌صورت‌هاي ذهني در انسان احساس مي‌شود.17

استاد فرزانه، فصاحت و بلاغت و فن خطابه را که از زيبايي‌هاي کلامي‌اند در شمار زيبايي معنوي مي‌داند. کلام فصيح مي‌تواند انسان را به‌سوي خود جذب کند. انسان در ميان همه زيبايي‌ها، آن‌چنان‌که در مقابل سخن زيبا و فصيح، شيفتگي نشان مي‌دهد، شايد در مورد هيچ مقولة زيبايي نشان ندهد.18

البته به نظر مي‌رسد که بهتر بود در اين خصوص،‌ مداقه بيش‌تري صورت مي‌گرفت و اين‌گونه زيبايي‌هاي کلامي به زيبايي معنوي ناميده و اطلاق نمي‌شد، زيرا اطلاق اين‌گونه زيبايي‌هاي معنوي به زيبايي‌هاي اخلاقي مانند صداقت، ايثار، صدقه و ساير مکارم اخلاق پسنديده‌تر به نظر مي‌رسد. البته ذکر اين نکته نيز لازم است که برخي اصوات و کلام‌‌ها، مستثني بوده و واقعاً داراي زيبايي، نظم و آهنگ روح‌بخش و دل‌نوازي هستند که اثر معنوي فراواني نيز دارند مانند قرائت قرآن کريم و برخي ادعيه و زيارات.

استاد در اين زمينه مي‌گويد: يکي از بزرگ‌ترين عوامل جهاني‌کردن (شدن)، عامل زيبايي يعني فصاحت و بلاغت فوق‌العاده آن است.19

و در جاي ديگر مي‌نويسد: «قرآن هم به جهت لفظي و هم معنوي معجزه است. اعجاز لفظي قرآن به لحاظ هنري و زيبايي آن است.»20

هم‌چنين است کلام برخي بزرگان شعر مانند حافظ و سعدي که به‌رغم گذشت چندين قرن، هم‌چنان دل‌ها را به‌سوي خود مي‌کشاند.

در اين‌جا ممکن است سؤالي مطرح شود و آن اين‌که آيا در زيبايي کلام، اين لفظ است که زيباست و انسان را مجذوب خود مي‌کند يا اين‌که اين زيباييِ معنوي لفظ است که جذبه دارد؟ آيا هم لفظ زيباست و هم معني؟ به نظر استاد گران‌قدر، اين تنها لفظ نيست که زيباست، بلکه معناي اين الفاظ است که زيبا و متناسب در کنار يکديگر قرار گرفته روح انسان را به خود جذب مي‌کند.21

گونه ديگر از زيبايي‌هاي معنوي از نظر استادمطهري، زيبايي‌هايي است که فقط عقل انسان آن‌ها را درک مي‌کند و در مرتبه‌اي برتر از حس و قوه خيال قرار دارد. اين زيبايي‌ها را در مقابل زشتي‌ها و نازيبايي‌هاي عقلي، «زيبايي و حس عقلي» هم مي‌نامند. همان‌طور که جمال‌هاي حسي، ناشي از تناسب و هماهنگي است. يعني تناسب يک عامل اساسي در پيدايش زيبايي حسي است، تناسب در امور معنوي و روحي نيز حاصل جمال و زيبايي روحي است و انسان بالفطره عاشق جمال و زيبايي است.22

4-زيبايي و اخلاق

شهيدمطهري، از اولين نظريه‌پردازان تعامل زيبايي و اخلاق در ايران است. ايشان حسن و زيبايي را از اموري مي‌داند که در پرتو اعتقاد به خدا پرورش مي‌يابد.23 اين استاد عالي‌قدر در يکي از آثار خود تأثير زيبايي در روح انسان را در باب معيار فعل اخلاقي و نيز تفاوت ديدگاه‌هاي مختلف پيرامون زيبايي فعل و زيبايي روح انسان و رابطه آن با اخلاق به دقت بررسي مي‌كند.24 او مي‌گويد:‌«روح زيباست، از روح زيبا فعلي صادر مي‌شود که قطعاً زيباست. زيرا معلول آن علت است» و نتيجه مي‌گيرد:«پس بنابر يک فرضيه، انسان از فعلش زيبايي را کسب مي‌کند.»25

از نظر استاد، شناختن اين‌که اخلاق از چه مقوله‌اي است، تأثير فراواني در تکميل و تتميم اخلاق در جامعه دارد و به ما ياد مي‌دهد که از کجا بايد شروع کنيم.26 و از فيلسوفاني که معتقدند اخلاق از مقوله زيبايي است، نقل مي‌کند که بايد حس زيبايي را در بشر پرورش داد، بشر اگر زيبايي مکارم اخلاق و نتايج وضعي آن را حس کند به ضد اخلاق روي نمي‌آورد. علت اين‌که برخي افراد دروغ مي‌گويند اين است که زيبايي صداقت و يک‌رنگي را درک نکرده‌اند و همين‌طور ساير رذايل اخلاقي. در عين حال، نگاه تيزبينانه استاد، از جنبه‌هاي ذوقي و لذّت‌بخش هنر نيز غافل نشده و مي‌گويد:«انسان از راه هنر است که احساسات و عواطف و ادراکات و اميال و آرزوهاي خود را به نمايش مي‌گذارد.» و در جاي ديگر مي‌گويد:«اصولاً زيبايي براي انسان موضوعيت دارد و همواره و در کليه امور با اوست.»28 لذّت‌جويي يکي از عوامل توجّه انسان به زيبايي است. در تعريف لذّت گفته‌اند: «هي ادراک و نيل لوصول ماهو عند المدرک کمال و خير من حيث هو کذلک و الألم هو ادراک و نيل لوصول ما هو عندالمدرک افه و شره...».29 البته نيل بايد به چيزي باشد که ادراک‌کننده آن را کمال و خير مي‌داند. اصولاً لذّت زماني تحقق مي‌يابد که به آن شي يا فرد زيبا، حصول و دست‌يابي صورت گيرد. البته زيبايي هم داراي مراتبي است که علاقه و تعلق خاطر چه بسا شروع و فرجامش تحير و شايد هم لذّت باشد.

استاد مي‌گويد:«انسان زيبايي‌هاي طبيعت را دوست دارد و از ديدن آب صاف و زلال، دريا، آسمان و کوه‌ها لذّت مي‌برد.»(29) اين لذّت فراتر از لذّت جسماني است. لذّت‌هاي روحاني با فکر و تأمل توأم است و اختصاص به افراد تعليم‌يافته، متفکر و سعادتمند دارد. از نظر استاد، اين گرايش در هر دو بُعد آن يعني زيبايي‌آفريني به‌معناي مطلق در انسان وجود دارد و هيچ‌کسي نيست که از اين حس فارغ و تهي باشد.

البته ايشان زيبايي‌شناسي را در همه انسان‌ها يکسان نمي‌داند. اين شناخت در شرايطي به روح به‌عنوان فاعل شناخت فراهم مي‌شود. هم‌چنين ايشان فراغت و فرصت را از ضروري‌ترين عواملي مي‌داند که يک هنرمند براي آفرينش کارهاي هنري خود به آن نيازمند است. ايشان در اين باره مي‌گويد:

«يک هنرمند بايد زندگي‌اش آسوده و مرفه باشد تا بتواند فکرش متمرکز در کار باشد والا آدمي که از يک طرف صبح تا غروب يک کار سنگين بدني مي‌کند، بديهي است که ديگر شب نمي‌تواند چند ساعت کار عملي يا هنري بکند. اين است که جامعه‌هايي که مردمش دائماً ‌درگير معيشت هستند، در ميان آن‌ها هنر و علم رشد نمي‌کند چون فراغتي ندارند.»30

هنر امري است ذوقي و تفنني و در منظر مطهري، انسان وقتي ذهن و خيالش از همه جا فارغ شد، به‌سراغ مسائل ذوقي مي‌رود، اما وقتي که پاي ضرورت در ميان باشد، همه اين‌ها را طرد مي‌کند31 بنابراين، زيبايي‌شناسي و هنر از ديدگاه استاد، جامع دو مکتب است که در غرب رابطه هنر و اخلاق را تبيين کرده‌اند و دليل اين جامعيت را بايد در تفاوت مفهوم اخلاق در اسلام و مسيحيت جست.

5-زيبايي و علم

يکي از موضوعاتي که کم‌تر بدان پرداخته شده رابطه زيبايي و علم است. اين موضوع از منظري مي‌تواند کاملاً‌ يک بحث فلسفي تلقي شود و آن اين‌که آيا بين اين دو رابطه‌اي هست؟ و آيا علم يکي از مصاديق زيبايي نيست؟ شهيدمطهري مي‌گويد:«زيبايي مربوط به فن است و علم مربوط به کشف. علم يعني آن‌چه که حقيقتي را براي انسان کشف مي‌کند، ولي زيبايي و جمال يعني آن چيزي که يک موضوع جميل و زيبايي را به‌وجود مي‌آورد.»32 به بيان ديگر موضوع علم، هميشه پديده‌هاي محسوس و قابل اندازه‌گيري هستند، ولي هنر هيچ‌گاه داراي قوانين به‌خصوصي نيست و موضوع آن هم از قلمرو محسوسات فراتر مي‌رود.

البته در اين زمينه در نوشته‌ها و گفتارهاي اين حکيم فرزانه مطالب مدون و مشخصي يافت نمي‌شود. علت آن هم اين است که در زمان حيات فکري و انديشه‌اي ايشان، مباحث مربوط به فلسفه هنر،‌ به ميدان کارزار انديشه وارد نشده بود و ايشان نيز مجال بحث در باب آن را نيافتند و بدخواهان، اين استاد مبرز را درست در زمانه‌اي که بيش‌ترين نياز فکري به انديشه‌هاي بلند او بود از جامعه ما گرفتند.

6- هنر اسلامي

اصولاً‌ هنر مي‌تواند داراي دو جنبه مثبت و منفي باشد. نقش هنر در جوامع و تأثير آن در جهت‌دهي جامعه به طرف رذايل و فضايل، انکارنشدني است.

هنر مي‌تواند به کمک يک عقيده و طرز تفکر بيايد و يا مي‌تواند به جنگ آن برود. يعني يک فلسفه، يک دين، يک آيين را مي‌شود به‌وسيله هنر تقويت و يا تضعيف کرد.33 لذا هنر مي‌تواند نقش به‌سزايي را در هدايت و کمک به جوامع و انسان‌ها ايفا كند. فرهنگ و تمدن اسلامي نيز مانند ساير فرهنگ‌ها و تمدن‌ها از بدو پيدايش، متوجّه هنر بوده است. اسلام بر حسب هدف‌هايي که در تربيت معنوي انسان‌ها و جوامع دنبال مي‌کند با هنرها رابطه برقرار مي‌كند و به پرورش آن‌ها دست مي‌يازد و آن‌ها را کنار هم و توأم با هنرمندان به رشد مي‌رساند.

اسلام نوع خاصي از هنر را توصيه نمي‌کند، بلکه تنها محدوده بيانيِ آن را معين مي‌سازد. برخي هنر اسلامي را هنري مي‌دانند که در آن عنصر سازنده‌اي از انديشه اسلامي وجود داشته باشد. مثل آهنگ‌هاي قرآني و معماري اسلامي. استاد در اين مورد، نظريه زيبايي معقول و وجود ذاتي آن را از ديدگاه فقيهان و متکلمان شيعه و معتزله بررسي مي‌کند و دلايل منع برخي از هنرها از جمله غنا و پيکرتراشي از ديد فقه اسلامي را در يکي از آثار خود مورد ارزيابي قرار مي‌دهد.34

ايشان در برخي آثار خود به تأثير هنر اسلامي بر روح و روان آدمي هم اشاره کرده است. از جمله ويژگي‌هاي هنر اسلامي است که زيبايي ذاتاً تجلي حقيقت کلي و جهان است و ديگر اين‌که تفکر فلسفي اسلام را درباره وجود مشخص مي‌سازد. به همين جهت همه هنرهاي اسلامي، اعم از خوش‌نويسي، معماري، کاشي‌کاري، سنگ‌تراشي، شعر و خطابه از يک خاستگاه برخوردارند و يک هدف را دنبال مي‌کنند و راز عدم اقبال به تصويربرداري را نيز بايد در همين نکته جست. اسلام تنزيه را بر تشبيه و شمايل‌شکني را بر شمايل‌نگاري ترجيح مي‌دهد.

هنر اسلامي اين توانايي را داشته است که جهان قدسي را در خود بنماياند. تأثير اين نوع از هنر آن است که روان انسان را ناخودآگاه تا عوالم روحاني بالا مي‌بَرَد و در ملکوت به پرواز در‌مي‌آوَرَد، درست در نقطه مقابل هنر مدرن و پسامدرن.

براساس همين باورها، هنر در اسلام نوعي تعالي روحي و انبساط‌ خاطر است و به همين دليل است که اسلام، انسان را به جمال و زيبايي دعوت کرده است و به‌جز آيات الهي، در روايات‌ها نيز پراهميت تلقي شده است. در کتاب اصول کافي بابي وجود دارد، تحت عنوان «باب التجمل و الزينه»35

عرصه‌هاي هنر اسلامي، به‌جز مجسمه‌سازي و غنا، بسيار وسيع و گسترده است. معماري اسلامي يکي از کمال‌يافته‌ترين هنرهاست تا جايي که بناي مسجدها در جهان اسلام به‌تدريج به‌عنوان نمادي از عالَم وجود درآمده و به کامل‌ترين مظهر زيبايي تبديل شده‌اند. در اين‌گونه فضاها، محيط به‌گونه‌اي طراحي شده است تا انسان در آن احساس انبساط روحي كند و نوعي علاقه جهت ارتباط با يک مرکز نامتناهي را در خود، متجلي مي‌يابد.

هر گونه انجماد و سستي و سکون از چنين فضاهايي رخت بربسته و شوق و حرکت و تلاش را القاء مي‌كند. نماي بيروني مساجد، مثل گنبد، جمال الهي را مي‌نماياند. استاد در اين زمينه مي‌نويسد:«آن‌چه بر همه واضح است اين است که شاه‌کارهاي زيادي در مساجد و مشهد‌ها و مدارس و قرآن‌ها و کتاب‌هاي دعا تجلي کرده است. معمارها هنر خود را در مسجدها، مشهدها و مدرسه‌هاي اسلامي بروز داده‌اند.»36

مفهوم «فضاي اسلامي» يا «اسلامي‌سازي فضا» اخيراً در جامعه‌شناسي مورد توجّه قرار گرفته است، درحالي‌که قرن‌ها پيش مساجد مسلمانان، گوياي چنين فضاهايي بوده‌اند. حضور خط مکتوب عربي، برگزاري اعمال واجب نماز و فضاي خاص براي پيشوا و امام، ويژگي‌هايي هستند که اخيراً مورد توجّه واقع شده‌اند.

بنابراين هنر اسلامي، به‌دنبال ايجاد نوعي زيبايي در گوشه‌گوشه زندگي شخصي و اجتماعي انسان‌هاست که اين زيبايي بتواند خود را به زيبايي مطلق و حقيقت مطلق برساند.

7- ايران، زيبايي و هنر

آوازه ايرانيان در عرصه‌هاي مختلف هنري، تحسين هر انسان منصفي را برمي‌انگيزد. خصوصا‌ً در زمينه‌هاي شعر و نثر و ادبيات.

علاقه ايرانيان به هنرهاي اصيل از ديرباز در جهان شناخته شده است. استادمطهري به مطالعه هنر ايراني و نحوه تلفيق آن با اسلام و تأثير هنر ايراني بر اسلام، علاقه زيادي نشان مي‌دهد. از نظر ايشان، غنا و موسيقي عرب پس از اسلام تحت تأثير ايرانيان قرار گرفته است.

او مي‌نويسد:«عرب با موسيقي و غنا به‌صورت ساده‌اش آشنا نبود، پس از امتزاج با ايرانيان، لهو غنا به‌سرعت انتشار يافت و مغنيان معروف آن عصر بيش‌تر ايراني بودند.»37 در عين حال در اوضاع مذهبي آن روز، ايرانيان بيش از ساير ملت‌ها پرهيزگاري نشان داده‌اند و سرزمين حجاز از خود سرزمين‌هاي عراق و شام که مرکز اصلي اين صنعت بود، جلو افتاد. حجاز از نيمه دوم قرن اول هجري هم مرکز فقه و حديث و هم مرکز موسيقي بود. فرمانروايان، حاکمان و ثروتمندان اموي سخت لهويات را ترويج مي‌کردند و به آن‌ها سرگرم بودند. برعکس امامان و اهل بيت(ع) شديداً مخالفت مي‌کردند که در فقه و حديث و تاريخ شيعه کاملاً منعکس است.

ايرانيان با خدمات ذوقي و احساس خود، احساسات پاک و خالصانه‌شان را به اسلام نشان داده‌اند. شاه‌کارهايي مثل مسجد شاه اصفهان و مسجد شيخ لطف‌الله، مولود عشق و ايمان است. استاد مي‌نويسد:«زر و زور هرگز قادر نيست شاه‌کار خلق کند.»38

شاه‌کارهاي صنعتي ايران در دوره اسلامي اعم از معماري‌ها، نقاشي‌ها، خوش‌نويسي‌ها، تذهيب‌کاري‌ها، خاتم‌کاري‌ها، کاشي‌کاري‌ها، معرق‌کاري‌ها و غيره بيش‌تر در زمينه‌هاي ديني و اسلامي بوده است.39

گنجينه‌هاي قرآني که در موزه‌هاي کشورهاي اسلامي و احياناً کشورهاي غير اسلامي است، ارزش هنر ايراني را در زمينه‌هاي اسلامي و در حقيقت جوشش روحي اسلام را در ذوق ايراني نشان مي‌دهد.40

ايراني هنرمند و هنر ايراني در نگارش و تذهيب قرآن زبان‌زد خاص و عام بوده است و هم‌اکنون نيز، هر از چندي هنرمندي از ايران عزيز، اثر جديد و منحصربه‌فردي در اين زمينه خلق مي‌كند. آري اين است که اگر هنر در خدمت دين و حقيقت و صداقت قرار گيرد،‌‌ آثاري به‌جاي خواهد گذاشت که هر بيننده ولو غير مسلمان را به تحسين وامي‌دارد. پس ايران در منظر هنر، به‌مثابه تابلوي زيبايي است که در هر عصر و نسل، تابشي خيره‌کننده داشته که دست‌مايه اصلي آن ايمان به يکتاي زيبا و جميل عالم است.

8- نگهداري و حفاظت از مواريث هنري

ايران،‌ از جمله سرزمين‌هايي است که داراي انواع هنرها و معماري‌هاست. وجود ابنيه زيباي تاريخي و معماري منحصربه‌فرد برخي از اين آثار و هم‌چنين نقوش زيبا و کم‌نظير در ديگر بناها و آثار به‌جامانده، حاکي از فراواني و کثرت انواع هنرها در پيشينه ايران بزرگ دارد.

هنر اسلامي در ابتدا توانست توليدکننده آثار گران‌بها و نفيسي شود که در هيچ‌يک از نقاط عالَم يافت نمي‌شود. اين هنر در ابتدا بسيار خلاق و سازنده هم بود، ولي به‌تدريج در قالب قواعدي بي‌حاصل رنگ باخته و به لحاظ بي‌توجّهي مسلمانان به حفظ ميراث‌هاي هنري خود، بسياري از آثار نفيس و ابداعي که توانايي تأثير روحي و معنوي غريبي بر روح انسان به‌خصوص انسان مؤمن را نشان مي‌داد، به يغما و غارت برده شد. اين سودجويي بي‌حاصل و تأمل ناشي از آن در برخي آثار استاد به چشم مي‌خورد. علي‌الخصوص که ايشان عمر خود را در روزگاري سپري كرد که کم‌تر توجّهي به مواريث کهن و کارآمد مي‌شد. اين است که ايشان ضمن اشاره به داستان پيدا شدن 300 يا 400 جلد قرآن نفيس خطي در ميان ورق‌پاره‌هايي که در صندوق‌ها براي دور ريختن و دفن‌کردن ريخته بودند، سوگ‌مندانه از بي‌لياقتي نسل‌هاي پيشين ياد مي‌کند و مي‌گويد: «اين مردم نالايق، اين افراد غير رشيد، اين افرادي که ارزش هيچ چيزي را درک نمي‌کنند، ماه رمضان که مي‌شد و بچه‌ها هم که تازه مي‌خواستند قرآن ياد بگيرند، آن‌ها را ورق‌ورق و تکه‌تکه مي‌کردند، وقتي که ورق‌ها پاره مي‌شد، مي‌گفتند اين قرآن‌ها ديگر قابل استفاده نيست و آن‌ها را زيرِ زمين دفن کنيد. حالا ببينيد اين قرآن‌هاي نفيس را که نشانه ذوق و ايمان و ابتکار و هنر پيشينيان بوده است و نشانه تمرين اين قوم و ملت بوده است، مي‌بردند زير خاک‌ها دفن مي‌کردند. نمي‌فهميدند چه چيزي را دارند دفن مي‌کنند.»41

اين‌ها علامت نشناختن هنر و بازي‌کردن با احساسات عميق توده مردم است. تأليف استاد فقط محدود به تاراج ميراث منقول نيست و از بي‌توجّهي مسؤولان وقت نسبت به بناهاي تاريخي انتقاد کرده و مي‌نويسد:«تا چند سال پيش بناهاي تاريخي مملکت ما در وضعي بود که هر کس مي‌آمد و مي‌رفت و هر کار دلش مي‌خواست مي‌کرد. بچه‌اي مي‌توانست، سنگ بردارد و به کاشي بزند و آن را بشکند و هيچ‌کس نبود که جلويش را بگيرد.»42

استاد، علت و ريشه اين مسأله را ناشي از حقارت نسبت به گذشته مي‌داند و اين‌که غالباً‌ خيال مي‌کنند در گذشته دانشمندي نبوده که بتوان به او باليد و افتخار کرد.

بديهي است اگر ملتي ميراث‌هاي عظيم گذشتگان خود در زمينه امور هنري و زيبايي‌شناسي را درک نکند، به‌زودي استحاله فرهنگي مي‌شود و رو به افول و وابستگي خواهد رفت. دانشمندان بزرگي هم‌چون رازي، غياث‌الدين جمشيد کاشاني، شيخ انصاري و... فرهيختگاني بوده‌اند که نظريات آنان، دنيا را به لرزه در‌آورده و در رشد و تعالي علوم مختلف نقش به‌سزايي داشته‌اند.

در پايان، اميد است با حفظ، شناخت و اشاعه اين آثار گران‌بها و بازشناسي آثار اين استاد فرزانه، در بازيابي هويت فرهنگي نسل جديد مؤثر باشيم.

 

علي مختاريان       

کارشناس ارشد معماري، عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد اسلام‌شهر

 

پي‌نوشت‌ها:

1- گفتارهاي معنوي، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 224.

2- مقدمه‌اي بر جهان‌بيني اسلامي، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ج 4، ص 19-20.

3- مجموعه آثار، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ج 3، ص 497.

4- همان، ص 510.

5- همان، ص 510.

6- فلسفه اخلاق، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 55.

7- همان، ص 55.

8- همان، ص 55.

9- تعليم و تربيت در اسلام، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 76.

10- فلسفه اخلاق، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 55.

11- تعليم و تربيت در اسلام، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 85-83.

12- فلسفه اخلاق، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 100.

13- همان، ص 8.

14- همان، ص 108.

15- تعليم و تربيت در اسلام، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 116.

16- آشنايي با قرآن، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 239.

17- فلسفه اخلاق، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 58.

18- آشنايي با قرآن، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 239.

19- مجموعه آثار، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ج 3، ص 498.

20- آشنايي با قرآن، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 239.

21- فلسفه اخلاق، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 59.

22- تعليم و تربيت در اسلام، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 116.

23- همان، ص 93.

24- همان، ص 352.

25- همان، ص 85.

26- فلسفه اخلاق، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 53.

27- مجموعه آثار، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ج 3، ص 497.

28- شرح مقدمه قيصري‌، ابن‌عربي، ص 243.

29- مجموعه آثار، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ج 3، ص 497.

30- فلسفه تاريخ، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ج 1، ص 115.

31- اسلام و مقتضيات زمان، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ج 2، ص 190.

32- آشنايي با قرآن، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 239.

33- ‌ده گفتار، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 225.

34- تکامل اجتماعي انسان، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 142.

35- همان، ص 160.

36- خدمات متقابل اسلام و ايران، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 666.

37- همان، ص 379 و 380.

38- همان، ص 667.

39- همان، ص 667.

40- همان، ص 667.

41- امدادهاي غيبي، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 137-135.

42- همان، ص 139.

[ شنبه 12 اسفند1391 ] [ 22:55 ] [ میرزایی ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه